دربارهء او ندارد بلكه اندكى از آن را نيز اميد ندارد و چنانچه در حديث باران خواستن مىبينيم از خداوند خير بسيار براى او نمىخواهد و چنانچه در حديث ششم آمده براى او آمرزش نمىخواهد و نيز عقيل را بهجهت محبوب بودن در ديدهء او دوست نمىدارد ، زيرا كافر بودن كسى مانع از آن است كه يك مسلمان حتى يكى از اينگونه واكنشها را دربارهء وى انجام دهد ، چه رسد به همهء آنها و چه رسد كه آن مسلمان ، خودش پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله باشد كه آشكارا اين گفتار خداى گرامى را بر زبان مىراند : نبينى كه گروهى با گرويدن به خدا و بروز بازپسين ، كسانى را كه با خدا و رسول او مخالف باشند دوست گيرند هرچند پدران يا پسران يا برادران يا تبار ايشان باشند « 1 » .
و نيز اين گفتار خداى تعالى را : اى مؤمنان ! دشمن من و دشمن خود را دوست نگيريد كه با ايشان طرح دوستى افكنيد درصورتىكه آنها به اين حق كه بهسوى شما آمده كفر مىورزند « 2 » .
و نيز اين گفتار خداى تعالى را : اى مؤمنان ! پدران و برادران خويش را اگر كفر را بر ايمان برگزيدهاند به دوستى مگيريد كسانى از شما كه با ايشان دوستى كنند خودشان ستمگرانند « 3 » .
و نيز اين گفتار خداى تعالى را : اگر به خدا و پيامبر و آنچه بر وى فرود آمده ايمان داشتند كافران را به دوستى نمىگرفتند « 4 » . و نيز آيات ديگر .
سخنانى پاكيزه
امام رازى در فوائد خود به اسناد خويش از عبد اللّه بن عمر آورده است كه گفت :
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفت : چون روز قيامت شود براى پدرم و مادرم و براى عمويم ابو طالب و براى برادرى كه پيش از اسلام داشتم شفاعت خواهم كرد « 5 » .
هامش
( 1 ) . سورهء مجادله .
( 2 ) . ممتحنه 60 / 60 .
( 3 ) . توبه 9 / 23 .
( 4 ) . مائده 5 / 81 .
( 5 ) . ذخائر العقبى 7 ؛ الدرج المنيفة سيوطى 7 .