- خداوند - بر بنياد همان نويدى كه چشم مىداشتيم - آن فروغ را در روى وى به درخشش واداشت .
- نوح بههراس افتاد و با پروردگارش به رازونياز برخاست تا بهفرخندگى ايشان ، بر روى تختههايى كه با زور ريسمان بههم مىپيوست ، از آب رهايى يافت .
- ابراهيم نيز در آن آتش دوزخى ، خداى را بهخجستگى ايشان خواند تا زبانههاى آتش پيرامونش فرو نشست .
- و موسى آنگاه كه صاعقه فرود آمد ، خدا را بهشكوه آنان سوگند داد تا از سرسختى رنجها رهايى يافت .
- آن فروغ همچنان از پشتى بهپشت ديگر رفت و در اين جابهجا شدنها خدا از دستبرد پيشآمدها بر كنارش داشت .
- تا به عبد المطلّب رسيد و به دو نيمه شد نيمى در عبد اللّه ، جاى گرفت و نيمى در ابو طالب .
- نخست را خداوند به درون آمنه كوچ داد تا چندى بگذرد و هنگام زادن فرا رسد .
- و چون آن هنگام فرارسيد ، بنياد گمراهى ، بىتابانه ، فرو ريخت و آگهى پيكار با دوگانه پرستى خوانده شد .
- طاق كسرى شكافت و آتش آنان به خاموشى گراييد ، دينهاى ناراست شكست خود را بر زبان آوردند .
- اختران پادشاهان سرنگون گشت و بتها به آتش سوخت .
- تا محمّد به چهل سالگى رسيد و پروردگارم او را در زبان وحى با كتابى بخواند .
- و او گفت : هان ! از سوى خداى يكتا ، ترا پاسخ مىگويم . آنگاه او را بر همهء آفريدگان ، عرب و عجم ، برانگيخت
- تا با معجزات ، نمايشهايى آشكار داد كه از انجام مانندهايش ناتوان بودند .
- نه پروايى داشت و نه هراسى به او راه يافت بزرگترين نمونهها را بهايشان نمود ؛ و شگفتا ! چرا ناسازگارى كردند ؟
الغدير ( فارسى ) — صفحة 44
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٤