تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
- پيامبران خدا در گذشته مژدهء آمدنت را دادند و تو براى آنان ناآشنا نبودى . - گواهى مىدهم كه تو ، پيام خدا را ، نيكو رساندى و يك روز هم آيينهاى بيهوده ، ترا به سوى خويش نكشيد . - تا آنگاه كه خداى من ترا خواند و تو نيز از مهرى كه با او داشتى پذيرفتى . - كه هركس را دلدار بخواند سرباز نمىزند براى مردم ، در كيش ايشان ، جانشينى برگماشتى . - كه پس از تو ، بهترين گماشتگان بود . ولى با او ناسازگارى نمودند ، ديگرى را بر جايش نشاندند و ندانستند ، - آبى كه از چشمه مىجوشد همچون آبى نيست كه ميان چاه از دلو مىچكد . و باز در همين زمينه مىگويد : - اى آنكه ، سوار بر شترى تيزپا ، ميان را بربسته ، به ديدار آرامگاه بهترين مردمان - از تازيان و جز آنان - رهسپارى ! - در ديدار از خانهء خدا همهء كارهاى بايسته را كه به انجام رساندى و به‌آرزوهايى كه داشتى ، دست يافتى ؛ - و آرامگاه سرور ما ، رسول خدا و سرور آفريدگان ، را كه ديدار كردى ، - بايست و او را از زبان من هم درود بگوى ، چنان كه گويى من خود در آنجايم . - بر آنان كه در گورستان بقيع به خاك رفته‌اند درود برسان كه من شيفته كسانى از ميان آنانم . - دلدادگى مرا در پهنهء روزگار به‌آنان باز نماى . و همراه با سرشكى كه از روى دوگونه سرازير است ، بگوى : - اى آنان كه در دانش و كردار ، راهبر آفريدگانيد و در نژاد و بنياد ، پاكيزه‌ترين آنان ! - رشتهء اميد خويش را به شما بسته و از ميان همه به شما پيوسته‌ام . - در دوستى و پيروى از كيش راستين به شما نزديك شده‌ام كه اگر اين پيوند مهر نبود ، نشانى از سرافرازىهاى شما را در خويش نمىتوانستم جست .