تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
چنان‌كه پيشواى ما فخر الدين طريحى در المنتخب و اديب اصفهانى در التّحفة النّاصرية بخشى از سروده‌هاى او را آورده‌اند و شمارى چند از جنگ‌ها نيز سروده‌هاى او را در خود گنجانيده‌اند كه لبالب است از ستايش و سوگنامهء خاندان وحى و پيشوايان راستين تا جايى كه استاد « سماوى » با گردآورى آنها ديوانى به نام وى فراهم كرده است كه به 1350 بيت مىرسد و شايد آنچه از سروده‌هاى وى از ميان رفته ، بسى بيش از اينها باشد . او از كسانى است كه با دلباختگى خويش در راه دوستى خاندان پيامبر سروده‌هاى بسيارى دربارهء آنان دارد ، جز اينكه روزگار ياد جاودانهء او را به دست فراموشى سپرده و شايد همين‌كه او ، تنها روى به ايشان آورده و پيوند از ديگران بريده ، خود انگيزه شده تا در پاره‌اى از زندگىنامه‌ها يا موسوعات به خامهء نويسندگانى كه مهر آنان را در دل ندارند ، نامى از وى به ميان نيايد ؛ كه دربارهء بسيارى ديگر مثل او همين رفتار را پيش گرفتند كه يا هيچ نامى از آنان نبردند ، يا به گونه‌اى كوچك و ناچيز شناساندند و آنگاه در بزرگ ساختن مردمى داد سخن دادند كه از ديدگاه فرهنگ و برترى ، در پايگاهى فروتر جاى داشتند كه راستى تاريخ ، با پست و بلند نمودنهاى نابجا و زيرورو بردنهاى ناسزا ، چه بيشمار تبهكارىها كرده است . استاد مغامس وابسته به يكى از تيره‌هاى تازيان است كه پيرامون حلّه به‌سر مىبردند و او خود براى فراگرفتن آموزش‌ها به حلّه رفت و آنجا را بدرود نكرد تا زندگىاش به گونه‌اى به‌سر آمد كه سراينده‌اى سخنور بود در ميانه‌هاى سدهء نهم ، و سروده‌هايش نشان مىدهد كه گذشته از چيره‌دستى در همهء زمينه‌ها سرايندگى در پهندشت سخنورى نيز راهى دراز پيموده ، مىگويد : - گاهى ستايشگرانه به‌سخن سرايى مىپردازم و يك چند نيز در سخنرانيها به پراكندن گفته‌ها سرگرم مىشوم . پدرش داغر نيز از سرايندگان و دوستداران خاندان بود و فرزند خويش را سخنسرايى آموخت و بر دوستى تبار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پرورش داد ، چنان كه در هنگام ياد از اين