رحل الشباب و انّه لكريم * و فراغه عند النفوس عظيم ( 81 بيت )
أزال الشباب الغضّ عنك مزيل * فهل انت للبيض الحسان خليل ؟ ( 75 بيت )
در اين سخنان نيز بزرگترين پيامبران را مىستايد :
- اى ساربان ! بر آستان پيامبر برگزيده بايست . بر آستان كسى بايست كه بهترين برانگيختگان و پيامبران است .
- بر آستان كسى بايست كه ميان تيرهء مضر برانگيخته شده است . بر آستان كسى بايست كه راستگوى است و منش او در كتب پيشين آمده .
- بر آستان كسى بايست كه ارمغانى از نيكى و مهربانى پروردگار است . بر آستان كسى بايست كه پيامبرى پاكنژاد و برگزيده از سرزمين بطحا است .
- آدم او را بهگونهء فروغى در ميان چارتن ديگر ديد كه عرش خدا همچون مرواريدها مىدرخشيدند .
- پس گفت : پروردگارا ! اين كيست ؟ و پاسخى از سر مهربانى شنيد كه هيچ چون و چرايى در آن نبود :
- اينان دوستان مناند و زادگان شما ، ديده را به آنان روشن دار و دل را خرسند .
- سوگند به آنان ؛ كه اگر جايگاه ايشان چنانچه من مىنگرم نبود ، البتّه گنبدهاى گردون به گردش درنمىآمد .
- هرگز ! خورشيد نبود و ماه و اختران فروزان ، و آسمان و پرتوهاى آفتاب هم ،
- و سپهر و زمين هم ، نه ابرها براى مردم ، بر سر درختان ، باران مىفرستادند ،
- نه بهشت و دوزخ در كار بود ، تا دشمنان آنان را هيزمش گردانم .
- خداوند به آنان كه در جهان بريناند ، گفت : آيا كسى هست تا براستى و نه دروغ - نامهاى آنان را به من گزارش دهد ؟
- پاسخ نگفتند . و آدم ، با همان دانش كه از خداى توانا گرفته بود ، نامها را گفت .
- پس خداوند به آنانكه در جهان بريناند ، گفت : همه در برابر آدم بهخاك افتيد ، فرمان بريد و از خشم من بپرهيزيد .