تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
رحل الشباب و انّه لكريم * و فراغه عند النفوس عظيم ( 81 بيت ) أزال الشباب الغضّ عنك مزيل * فهل انت للبيض الحسان خليل ؟ ( 75 بيت )
در اين سخنان نيز بزرگ‌ترين پيامبران را مىستايد : - اى ساربان ! بر آستان پيامبر برگزيده بايست . بر آستان كسى بايست كه بهترين برانگيختگان و پيامبران است . - بر آستان كسى بايست كه ميان تيرهء مضر برانگيخته شده است . بر آستان كسى بايست كه راستگوى است و منش او در كتب پيشين آمده . - بر آستان كسى بايست كه ارمغانى از نيكى و مهربانى پروردگار است . بر آستان كسى بايست كه پيامبرى پاك‌نژاد و برگزيده از سرزمين بطحا است . - آدم او را به‌گونهء فروغى در ميان چارتن ديگر ديد كه عرش خدا همچون مرواريدها مىدرخشيدند . - پس گفت : پروردگارا ! اين كيست ؟ و پاسخى از سر مهربانى شنيد كه هيچ چون و چرايى در آن نبود : - اينان دوستان من‌اند و زادگان شما ، ديده را به آنان روشن دار و دل را خرسند . - سوگند به آنان ؛ كه اگر جايگاه ايشان چنانچه من مىنگرم نبود ، البتّه گنبدهاى گردون به گردش درنمىآمد . - هرگز ! خورشيد نبود و ماه و اختران فروزان ، و آسمان و پرتوهاى آفتاب هم ، - و سپهر و زمين هم ، نه ابرها براى مردم ، بر سر درختان ، باران مىفرستادند ، - نه بهشت و دوزخ در كار بود ، تا دشمنان آنان را هيزمش گردانم . - خداوند به آنان كه در جهان برين‌اند ، گفت : آيا كسى هست تا براستى و نه دروغ - نامهاى آنان را به من گزارش دهد ؟ - پاسخ نگفتند . و آدم ، با همان دانش كه از خداى توانا گرفته بود ، نامها را گفت . - پس خداوند به آنان‌كه در جهان برين‌اند ، گفت : همه در برابر آدم به‌خاك افتيد ، فرمان بريد و از خشم من بپرهيزيد .