تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
- عموزادگانش خواستند سپيده‌دم به‌خانه‌اش شبيخون زنند و فرستادهء خدا با گريختن به مدينه از دستشان جان به‌در برد . - و بهترين آفريدگان - شيرخدا - جانفشانى كرده تيغ به‌دست در بستر او ، به‌جايش آرميد . « 1 » - چون ديدند كه آنچه مىجستند ، نيافتند ، برگشتند . و در پى فرستادهء خدا - هرچه سخت‌تر - به‌گردش پرداختند . - عنكبوتى سررسيد و برآستانه غار تنيدن آغاز كرد ، تار و پود آن را با زهر بيالود ، - تا خداوند آنان را از او دور گردانيد . و آن گروه ، سوار بر شترانى تازان ، روى به بازگشت نهادند . - و او گام به‌خانهء مردانى گذاشت كه در برابر دشمنانش به‌بهاى جان خويش دست فرمانبرى به‌وى دادند . - هرروز ميان سرور آفريدگان و بت‌پرستان گير و دارى درگرفت . - با ياد خداوند ، چنان به پيكار ايشان مىشتافت كه گفتى ماده شير است در بيشه - آن هم در ميان جوانمردانى همچون شير كه پنجه‌هاشان تيز بود . - همهء پناهگاه‌ها را براى رسيدن به تيغ‌هاى نيكوگرد برگشتند و براى خود پناهگاهى به جز زره و سپر و شمشير نخواستند . - درستى ، شادمان است و كيش راستين ، خرامان و دوگانه پرستى ، اندوهگين و حق‌ّپوشى ، در رنج . - تا خداوند پيامبرش را ، با نابودى آنان ، آسوده كرد ، كه آسايش خودشان نيز در همين بازپسين گزند بود . - اى آنان كه قرآن را با نام او به پايان بردند و پس از وى پيامبرى به‌جهان نيامد ، - اگر تو بازپسين كسى هستى كه وحى خداوندى را گرفت ، ولى ، از ديدگاه برترى ، در آغاز همگان جاى دارى .
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 2 / 47 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 45 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى