- تا آنگاه كه زنده باشم ستايشگرى شما پيشهء من ، و ديانت همان راهى است كه براى تلاش برگزيدهام ، گمان خود را بهنيكوكارى شما بستهام .
- اگر روزگار مرا از ديدار آرامگاه شما بازداشت ، براستى دل من از كوى شما بازگشتنى نيست .
- گوشت و استخوان من با دوستى شما آميخته و مهر شما در قلب من روان شده است .
- از دشمنان شما دورى گزيده و كينهام را ويژهء آنان مىگردانم ، و دوستى خويش را براى شما گذاشته و شادمانىام را در ستايشگرى شما مىشناسم .
- گاهى ستايشگرانه به سخنسرايى مىپردازم و يك چند نيز در سخنرانيها به پراكندن گفتهها سرگرم مىشوم .
- تا در برابر سرودههايى زرين كه دربارهء شما آوردهام ، سخنان ناساز با آن را همچون خرمهرهاى بنمايم .
- انديشهام را در ستايشگرى شما بهكار انداختم تا - در اين كار - آموزگار من شويد و پدرم نيز دراينباره سفارشها كرد .
- اكنون آيا در برابر كارهايى كه ديگر جاها كردهام ، مىتوانم با شفاعت شما بهرستگارى برسم ؟
- اى مغامس ! اين سرودههاى ستايشگرانهات از آنان را نگاه دار و در برابر از خدا پاداش بخواه .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 47
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٧