تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
- گزندهايى كه تا هنگام مرگ چشم به راه جوانمرد است از ديدهء دانش او پوشيده و اندازهء زندگىاش در نامهء سرنوشت نگاشته آمد . - روزى او از ميان همهء پديده‌ها اندازه‌گيرى و شمرده شده و با اين‌همه مىبينى كه براى گذران زندگى سخت تلاش مىكند . - روزگار هميشه در كوشش است و آبستن پيشآمدها و ناگوارىهايى براى آفريدگان . - آن‌كس كه از روى آوردن آن دلشاد شود از پشت‌كردن آن دلگير خواهد شد . - بهترين آفريدگان خاندان محمّد را بنگر كه چگونه گردبادى ، پر از خاك تيره‌بختى ، پيرامون آنان را فرو پوشاند . - از خود پيامبر بگير كه - كسانى از گروه يارانش - منش درستكارى را دربارهء نزديكانش روا نداشتند . - پس از آنكه از پذيرفتن سفارش او سر باززدند ، گويى سخنش را دروغ مىشمردند . - حقگزارى او را دربارهء شير خدا ، كه در غدير خم دستيار و ياور او بود ، فراموش كردند . - تا روزى چند در ميان ايشان زيست و با دلگيرى - و به گونه‌اى كه ايشان نيز بر او خشمناك بودند - درگذشت . . . تا به اينجا كه سوگنامهء سيد الشهداء را بيان مىكند : - پدرم فداى آن رهبرى كه در كربلا ، زير شكنجهء سخت ، ستم مىديد ، مردم را به راه راست مىخواند و كسى او را پاسخ شايسته نمىگفت . - پدرم فداى آن تن تنها كه هيچ‌كس را دل بر او نسوخت . از تشنگى گله مىكرد و آب در كنار او بود . - پدرم فداى آنكه دوست پيامبر - محمّد - بود و محمّد صلّى اللّه عليه و آله نيز دوست خدا . - كربلا ! آيا دخترزادهء پاك پيامبر آشكارا در خاك تو كشته مىشود ؟ چه شگفتيها از اين بايد داشت . - ترا جز كرب و بلا نتوان ناميد ، كه همهء مردم از هراسش آزرده دل‌اند . - بر او اندوه مىبرم كه با آن تشنگى توان فرساى سرنگون شد و بر خاك خفت .