- گزندهايى كه تا هنگام مرگ چشم به راه جوانمرد است از ديدهء دانش او پوشيده و اندازهء زندگىاش در نامهء سرنوشت نگاشته آمد .
- روزى او از ميان همهء پديدهها اندازهگيرى و شمرده شده و با اينهمه مىبينى كه براى گذران زندگى سخت تلاش مىكند .
- روزگار هميشه در كوشش است و آبستن پيشآمدها و ناگوارىهايى براى آفريدگان .
- آنكس كه از روى آوردن آن دلشاد شود از پشتكردن آن دلگير خواهد شد .
- بهترين آفريدگان خاندان محمّد را بنگر كه چگونه گردبادى ، پر از خاك تيرهبختى ، پيرامون آنان را فرو پوشاند .
- از خود پيامبر بگير كه - كسانى از گروه يارانش - منش درستكارى را دربارهء نزديكانش روا نداشتند .
- پس از آنكه از پذيرفتن سفارش او سر باززدند ، گويى سخنش را دروغ مىشمردند .
- حقگزارى او را دربارهء شير خدا ، كه در غدير خم دستيار و ياور او بود ، فراموش كردند .
- تا روزى چند در ميان ايشان زيست و با دلگيرى - و به گونهاى كه ايشان نيز بر او خشمناك بودند - درگذشت . . .
تا به اينجا كه سوگنامهء سيد الشهداء را بيان مىكند :
- پدرم فداى آن رهبرى كه در كربلا ، زير شكنجهء سخت ، ستم مىديد ، مردم را به راه راست مىخواند و كسى او را پاسخ شايسته نمىگفت .
- پدرم فداى آن تن تنها كه هيچكس را دل بر او نسوخت . از تشنگى گله مىكرد و آب در كنار او بود .
- پدرم فداى آنكه دوست پيامبر - محمّد - بود و محمّد صلّى اللّه عليه و آله نيز دوست خدا .
- كربلا ! آيا دخترزادهء پاك پيامبر آشكارا در خاك تو كشته مىشود ؟ چه شگفتيها از اين بايد داشت .
- ترا جز كرب و بلا نتوان ناميد ، كه همهء مردم از هراسش آزرده دلاند .
- بر او اندوه مىبرم كه با آن تشنگى توان فرساى سرنگون شد و بر خاك خفت .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 39
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٩