تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
- خدا بيامرزد هركه را با خامهء خويش به آن يارى دهد و اميد است از كمك آن بىبهره نگردد . - براى گناهان بزرگ كه با انجام آنها آسايش از دلم رخت بربست و جانم ناآرام شد ، ميانجى من باشيد . - و براى همان لغزش‌ها كه اگر بر كوه‌ها بار كنند پاره‌پاره مىشود و سنگ‌هايش مىگدازد . - بسى دور است روانى از شفاعت نياى شما بىبهره بماند كه مهر على را توشهء خويش گرفته . - تا آنگاه كه ابرى همراه با تندر غرّان در كار بارش است درود خدا بر شما باد ! و هم از گفته‌هاى او چكامه‌اى است حدود 92 بيت و از آن ميان : - با اينكه ناگوارىها يكى برجاى ديگرى مىنشيند و گرفتارىهاى جهان فريبنده بر سر ما مىريزد ، چگونه با تندرستى مىتوان زيست ؟ - پايدارى بر چندگانگى سرشتها و اميد به رهايى براى مرد دشوار مىنمايد . - ساده‌ترين زندگى و آنچه اكنون هست جاى چون و چرا ندارد و آنچه مىرسد نيز دور نيست . - روزگار ، دگرگونيهايى را در خود نهفته و اگر بينديشند در هيچ كدام از رنگ‌ها براى دلدادگانش بهره‌مندى به بار نمىآورد . - آن‌كس كه فريب زندگى را بخورد خردمند نيست ، خردمند كسى است كه در كارها بينديشد . - اى ناآگاه ! مرگ ناآگاهى نيست هرچه خواهى زندگى كن كه ترا مىجويد . - بازيگرىات را آشكار كردى چرا كه روزگار تو با خوشبختى و درخشندگى همراه و نهال جوانى بس خرم و شاداب است . - چون پيشآمدهاى ناگوار فرا رسد و اهريمن پيرى بر فرشتهء جوانى چيرگى يابد ، كجا ياورى توانى يافت ؟