تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
- اى فرزندان غالب ! به‌هوش آييد و به پاره‌اى از اين گفتار ، از گمراهى باز ايستيد . - و گرنه بيم آن دارم كه بدىهايى سهمناك در ميان خانهء شما به يكديگر بربخورند . - و آنگاه سوگند به خداى مشرق و مغرب ، براى ديگران درس عبرتى خواهد شد - همان سان كه كسانى كه پيش از شما بودند سزاى خود را چشيدند مگر از عاد و ثمود چه برجاى مانده . - يك روز بامداد ، بادى سخت بر سر ايشان رفت ، همان‌گاه كه شتر خداوندگار عرش به آب خوردن سرگرم بود ، - تا از زخمى كه آن مرد كبود چشم بر آن زد خشمى از خداوند ، بر ايشان فرود آمد . - بامدادى ؛ شمشيرى هندى و آبداده ، ماهيچهء كلفت پشت پاشنهء شتر را گزيد . - و شگفت‌تر از اين در كار شما شگفتيهايى است در چسبيدن آن سنگ ، - به كف دست كسى كه از بدكنشى برپاى خاست تا به آن شكيباى راستگوى پرهيزكار گزندى رساند . - و خداوند بر خلاف ميل آن بىخرد ستمگر سنگ را كف دست وى نگاه داشت . - همان فرد احمق مخزومى شما ( ابو جهل ) كه از گمراهى گمراهان به پرتگاه و بيراهه افتاد و كيش خدا را راست نشمرد « 1 » . ابن ابى الحديد مىنويسد : از عبد اللّه مأمون چنان معروف شده كه مىگفت : به خدا سوگند كه ابو طالب با ساختن اين سروده‌ها اسلام آورده بود : - من ؛ پيامبر خدا را با شمشيرى يارى دادم كه همچون آذرخش‌ها مىدرخشيد . - مانند پاسدارى دلسوز ، از رسول خدا پشتيبانى و پاسدارى مىكنم . - چنان نيست كه من در برابر دشمنان او به آرامش و نرمش رفتار كنم و خود را همچون شتران خردسال كه از نره شتر مىترسند بنمايم . - بلكه مانند شير در بيشه‌اى تنگ و پردرخت در برابرشان غرّشى بلند سر مىدهم « 2 » .
هامش
( 1 ) . ديوان ابو طالب 13 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 3 / 314 . ( 2 ) . شرح ابن ابى الحديد : 3 / 314 ؛ ديوان ابو طالب 24 با يك بيت افزون‌تر .