- سوگند به خانهء خدا ، كه شما دروغ گفتيد كه ما كار محمّد را به شكست مىكشانيم و در راه پاسدارى از او به نيزهپرانى و تيراندازى نخواهيم پرداخت .
- و او را به شما خواهيم سپرد تا آنگاه كه خود در پيرامون او به خاك افتيم و همسران و فرزندان خود را به فراموشى سپاريم .
- و گروهى با جنگافزارهاى آهنين در برابر شما چنان برخيزند كه گويى شتران آبكشاند كه در زير آبدست دان كه چون در راه باشند آوازى از آنها برخيزد .
- و تا آنگاه كه بنگريم كينه ورزان از ضرب نيزه ، بر روى درافتند و مانند شترانى لنگ و بيمار گردند كه با دشوارى بهكار برمىخيزند .
- و ما به خدا سوگند كه اگر آنچه مىبينم رنگ جدى به خود گيرد البتّه شمشيرهاى ما با پيكر بزرگانشان آشنا خواهد شد .
- و آن هم با دو بازوى جوانى همچون شهاب تيزتك و سرور كه برادر و مورد اعتماد من است و خود دلاورى پشتيبان حقيقت ،
- ماهها و روزها و يك سال كامل بر ما گذشت و پس از سال پيش هم سال آينده در پيش است .
- اين چيست كه گروهى - پدر تو را - از سرورى پا كشيدهاند كه براى پاسدارى از آنچه بايسته است پيرامون آن را گرفته و از كسانى هم نيست كه كارش به تباهى كشد و آنچه را بر گردن او است به گردن ديگران اندازد .
- سپيدرويى كه به آبروى او ابر باران خواهند سرپرست كار يتيمان است و نگهبان بيوهزنان ،
- مستمندان هاشمى به پناه او مىشتابند و در نزد وى در سايهء رحمت و نعمت بهسر مىبرند .
* * * - او را گواهى دادگر ، از سوى خويش هست با ميزانى دادگرانه كه به اندازه يك جو نيز كم نمىگذارد .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 489
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٨٩