سرور ما ابو طالب را سرودههايى هم هست كه براى نجاشى نگاشت و اين پس از آن بود كه عمرو بن عاص بهسوى كشور حبشه بيرون شد تا در نزد نجاشى براى جعفر بن ابى طالب و يارانش نيرنگى بيانديشد و در اين سرودهها نجاشى را بر آن مىدارد كه جعفر را گرامى دارد و از آنچه عمرو مىگويد روى بگرداند و ابيات زير از آن جمله است :
- كاش مىدانستم در ميان مردم جعفر و عمرو و دشمنان نزديك پيامبر چگونهاند ؟
- و آيا جعفر و ياران او از نيكوكارىهاى نجاشى بهرهاى يافتند يا برانگيزندهء بدىها از اين كار جلو گرفت ؟
- بدانكه تو براستى با پرهيزت از كردار ناپسند ، مردى بزرگ و بزرگوار هستى كه هركس در كنار تو پناهى بجويد نوميد نخواهد شد .
- و مىدانيم كه خداوند ؛ برترى و توانايى تو و وسايل نيكوكارىات را افزون گردانيده و همهء اينها با تو پيوند خورده « 1 » .
ابن ابى الحديد مىنويسد : و هم از سرودههاى مشهور او اينها است كه خطاب به محمّد گفته و به آن وسيله ، نگرانى او را فرونشانده و دستور داده است تا دعوت خويش را آشكار سازد :
- دستهايى كه تاخت مىآرد و آزارهايى كه از فريادهاى سخت مىبينى ترا از پرداختن به حقّى كه براى اظهارش قيام كردهاى مبادا باز دارد .
- زيرا چون تو به يارى ايشان توانگر شوى دست تو دست من است و در سختيها نيز من جان خود را در پيش جان تو سپر مىگردانم « 2 » .
ابن هشام گفته : چون ابو طالب بترسيد كه مبادا انبوه تازيان ، او را نيز با گروه وى روانه سازند قصيدهاش را كه در آن به حرم مكّه و به جايگاه خود در آن پناه جسته بگفت و با بزرگان قبيلهاش دوستى نمود و با اين همه ؛ ايشان و هم ديگران را در اين سرودهها آگاه
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن كثير : 3 / 77 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 3 / 314 .
( 2 ) . شرح ابن ابى الحديد : 3 / 315 .