تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
ابو طالب را تضمين كرده باشد « 1 » . چنانچه در الخميس همين قول اخير را گرفته . در اسنى المطالب نيز شعر بالا از ابو طالب دانسته شده است « 2 » . و هم از اشعار معروف او چنانچه ابن ابى الحديد آن را آورده : - تو محمّد پيامبرى ، سرورى بزرگ و سالار توده و مهترى يافته ، - براى سرورانى گرامى و پاكان پاكزاد ، - بهترين دودمان آن است كه بنياد آن را عمرو آن بردبار و بخشنده يگانه . - و هنگامى كه زندگى بر مردم مكّه دشوار شد او در كاسه‌هاى بزرگ ، خوراكى برايشان مىريخت . - و با اين كار ، شيوه‌اى بنياد نهاده شد در تريدكردن نان ( براى بينوايان ) . - سيراب‌كردن حاجيان با ماست آن هم با آبى كه مويز سياه در آن ساييده شده و آن را شيرين و گوارا ساخته ، - هم مأزن « 3 » از ماست و هم آنچه عرفات آنجا دربردارد و هم مسجد الحرام - چگونه بر تو ستم رود با آنكه من هنوز نمرده‌ام و خود دليرى رزمجوى هستم - و با آنكه هنوز در سنگلاخ مكّه ، خونهاى سياه به چشم نمىآيد . - و عموزاده‌هايت همچون شير بيشه‌اند كه از خشم برافروخته شده‌اند . - پيشينهء ترا دارم كه در سخن راستگوى هستى و زبان به دروغ نمىآلايى . - از همان گاه نيز كه كودكى بىموى بودى همواره سخن درست مىگفتى « 4 » . ابو جهل پسر هشام به نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمد و ديد در سجده است ، سنگى در دست داشت و مىخواست آن را به سوى وى پرتاب كند . پس چون دست خود را بلند كرد گويى سنگ به دستش چسبيد و آنچه را مىخواست نتوانست به‌جاى آورد . پس ابو طالب گفت :
هامش
( 1 ) . شرح المواهب : 3 / 156 . ( 2 ) . أسنى المطالب 14 . ( 3 ) . مأزن جايى است در مكّه ميان مشعر الحرام و عرفه و خود درّه‌اى است ميان دو كوه . ( 4 ) . شرح ابن ابى الحديد : 3 / 315 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 485 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى