دشمن نسپاريد .
- اينها بود عذرهاى ما كه براى شما پيش كشيديم تا پيشازپيش كشيدن آنها پيكارى روى ندهد « 1 » .
و هم از اوست كه خطاب به پيامبر بزرگ صلّى اللّه عليه و آله مىگويد :
- به خدا سوگند كه دست اينان همه هرگز به تو نرسد تا من در ميان گور به خاك سپرده شوم و در آن بستر بخسبم .
- بىهيچ گونه خوارى ، آشكارا كار خود را دنبال كن و دل خوش دارد و ديدهات روشن باد .
- مرا بهراه راست خواندى و دانستم كه تو نيكخواه منى و البتّه كه تو به دعوت برخاستى و خود امين و درستكار بودهاى « 2 »
- و براستى كه من دانستهام كيش محمّد از بهترين كيشهاى آفريدگان است .
اين سرودهها را ثعلبى در تفسير خود گزارش كرده و گفته در اينكه اين سرودهها براستى از ابو طالب است ، مقاتل و عبد اللّه بن عبّاس و قسم بن محضره و عطاء بن دينار همداستانند « 3 » . كه خود آخرين بيت آن را انگاشته و گويد : اين را برزنجى از گفتههاى مشهور ابو طالب مىشمرده است « 4 » .
شايان توجه : ابن كثير در تاريخ خود و نيز قرطبى ، اين بيت را نيز به دنبال سرودههاى بالا آوردهاند :
- اگر بيم از سرزنش يا پرهيز از دشنام نبود . البتّه مىديدى كه من آشكارا در راه دين ،
هامش
( 1 ) . ديوان ابو طالب 29 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 3 / 312 .
( 2 ) . و به گزارش قسطلانى : مرا بهراه راست خواندى و گمان دارم كه تو نيكخواه منى و البتّه راست گفتى و تو از پيش درستكار بودهاى .
( 3 ) . خزانة الادب بغدادى : 1 / 261 ؛ تاريخ ابن كثير : 3 / 42 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 3 / 306 ؛ تاريخ ابو الفداء :
1 / 120 ؛ فتح البارى : 7 / 155 و 153 ؛ الاصابة : 4 / 116 ؛ المواهب اللدنيه : 1 / 61 ؛ السيرة الحلبيه : 1 / 305 ؛ ديوان ابو طالب 12 ؛ طلبة الطالب 5 ؛ بلوغ الارب : 1 / 325 ؛ السيرة النبوية زينى دحلان حاشيهء السيرة الحلبيه : 1 / 211 و 91 .
( 4 ) . أسنى المطالب 6 .