- او پيامبرى است كه از سوى پروردگارش به او وحى مىشود و هركه چنين سخنى را نپذيرفت از پشيمانى ، لب به دندان خواهيد گزيد
- تودهاى از هاشميان پيرامون او مىچرخند و گزند هرستمكار و گردنكش را از او دور مىسازند « 1 » .
و از سرودههاى او پيرامون رويداد صحيفه كه داستان آن را پس از اين خواهيم آورد يكى همان است كه گويد :
- هان ! براى گير و دارهايى كه ميان خود داشتهايم از زبان من به تيرهء لوى - ويژه به كعبيان ايشان - اين پيام را برسان :
- مگر نمىدانيد كه محمّد را پيامبرى همچون موسى شناختهايم كه در نخستين نامهها ياد او رفته است .
- و اين را كه بندگان با او دوستى بسيار دارند و در آنكس كه خدا وى را ويژهء دوستى گرفته است بيداد و ستمى نيست
- و براستى آنچه را كه شما در نامهء خويش نگاشتهايد ، يك روز براى شما همچون نوزاد شتر صالح خواهد بود كه مادر را مىجست و شيون مىكرد و نمىيافت « 2 »
- بههوش آييد ! بههوش آييد پيش از آنكه گودالها « 3 » براى خاككردن شما
كنده شود .
- و كسانى هم كه گناهى از ايشان سرنزده همچون بزهكاران به درد سر افتند .
- فرمان گمراهان را نبريد و پس از دوستى و خويشاوندىتان با ما پيمان و بستگيهاى خويش را مگسليد .
- و گرنه جنگى سهمگين و دنبالهدار را بنياد مىنهيد كه چهبسا هركس آن را بچشد ،
هامش
( 1 ) . ديوان ابى طالب 32 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 3 / 313 .
( 2 ) . يا چنانچه در گزارش ابن هشام آمده :
راستى آنچه را كه شما بهعنوان نامهء خويش چسبانيدهايد ، پديدهاى نافرخنده است همانند آن نوزاد شتر كه مادر را مىجست و شيون . . .
( 3 ) . ترجمهء زبى است و در سيرهء ابن هشام بهجاى آن « ثرى » آمده كه معنى زمين مىدهد .