مزهاش را از تلخترين و مرگبارترين پيكارها خواهد يافت .
- سوگند بهخانهء خدا كه ما احمد را بهدست شما نخواهيم سپرد ، هرچند سالهايى بس دشوار و پر از رنج و روزگارى سخت برايمان دربرداشته باشد .
- و گردنها و دستهاى ما و شما به نيروى نيزهها و شمشيرهايى نيز ببرد و جدا شود در برخوردگاهى تنگ كه مىبينى ، نيزهها بشكند .
- و كفتارهاى لنگ « 1 » مانند گروهى كه بر سرچشمهاى گرد شوند فراهم آيند ( تا تن كشتگان را خوراك خود سازند ) .
- در كران تا كران آنكه جولانگاه لشگر و اسبان باشد و خروش دليران در ناوردگاه .
- مگرنه پدر ما هاشم كمر خويش را سخت ببست و فرزندانش را سفارش كرد كه شمشير زنى و نيزهافكنى را كنار ننهند ؟
- ما از پيكار بهستوه نمىآييم تا پيكار از دست ما بهستوه آيد و هرگز نيز از رنجهاى سختى كه با گرفتارىهايش بر ما هموار كند زبان به گله نمىگشاييم .
- و آنگاه كه جانهاى دليران بر اثر تهديدها و هراسها به پرواز درآيد باز هم ما خويشتن دارى و خردمندى خود را نگاه مىداريم « 2 » .
و هم از سرودههاى اوست كه گويد :
- هان ! چه اندوهى كه يكبار در تاريكيهاى پايان شب مرا درپيچيد و يكبار هم آنگاه كه ستارهها روشن بود .
- يكبار هنگامى كه چشمهاى بسيارى را خواب ربوده بود . و ديگربار آنگاه كه همه بيدار نشسته و گوش به افسانهگويان داشتند .
- خوابهاى گروهى كه خواستند بر محمّد ستم كنند و آنكه از بيداد نپرهيزد البتّه خود
هامش
( 1 ) . در سيرهء ابن هشام بهجاى « الضباع العرج تعكف » كه جملهء بالا را معنى مىدهد نوشته : « النسور الطخم يعكفن » يعنى كركسان سياه سر . . .
( 2 ) . سيرهء ابن هشام : 1 / 373 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 3 / 313 ؛ بلوغ الارب : 1 / 325 ؛ خزانة الادب بغدادى :
1 / 261 ؛ الروض الانف : 1 / 220 ؛ تاريخ ابن كثير : 3 / 87 ؛ اسنى المطالب : 13 و 6 ؛ طلبة الطالب : 10 .