نسايى گفته او غيرموثق است و بخارى گفته او نزد محدثان ، حافظ به شمار نيامده « 1 » .
ابن حجر نيز در الاصابه پس از يادى از حديث مذكور گفته : سندهاى آن بىپايه است .
6 - ابن حجر مىنويسد : ابو قره موسى بن طارق از زبان موسى ابن عبيده و او از زبان عبد اللّه بن دينار آورده است كه ابن عمر گفت : در روز فتح مكّه ، ابو بكر دست ابو قحافه را گرفت و آورد ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفت : چرا پيرمرد را رها نكردى تا ما خود به نزد او شويم .
ابو بكر گفت : تا خدا او را پناه دهد ، سوگند به آنكه ترا براستى برانگيخت ، اگر ابو طالب مسلمان مىشد « 2 » من از مسلمان شدن ابو طالب بيشتر از مسلمانى پدرم خوشحال مىشدم « 3 » .
اين حديث نيز همچون آن پيشترى دلالت بر مسلمان شدن ابو قحافه نمىكند و همچون گفتار عمر است به عبّاس : چون تو مسلمان شدى من از مسلمان شدن تو بيشتر خوشحال شدم تا از مسلمانى پدرم خطّاب - يعنى درصورتىكه اسلام مىآورد « 4 » - امّا ميانجيان سند گزارش از اين قرارند :
1 - موسى بن طارق ، به نوشتهء ذهبى ابو حاتم گفته : حديث او را مىنويسند ولى آن را دليل نمىگيرند « 5 » .
2 - موسى بن عبيدة ، به نوشتهء ذهبى ، احمد گفته : حديث او را نبايد نوشت و نسايى و جز او گفتهاند : احاديثش سست است و ابن عدى گفته نشانههاى سست بودن بر گزارشهايش آشكار است . و ابن معين گفته : او بىارزش است و يكبار هم گفته : حديث وى را دليل نبايد آورد . و يحيى بن سعيد گفته : ما از حديث وى مىپرهيزيم و يعقوب بن شيبه گفته : هرچند او راستگو است ولى احاديثش بسيار سست است « 6 » .
3 - عبد اللّه بن دينار . عقيلى گويد : موسى بن عبيده و همانندان او احاديثى نكوهيده از
هامش
( 1 ) . رك : ميزان الاعتدال : 3 / 435 ؛ تهذيب التهذيب : 12 / 46 .
( 2 ) . اين جمله - يعنى : اگر ابو طالب مسلمان مىشد - را متأخرانى همچون ابن حجر به حديث افزودهاند و در پشتوانههاى قديمى آن وجود ندارد . رك : الرياض النضرة : 1 / 45 .
( 3 ) . الاصابة : 4 / 117 .
( 4 ) . الاصابة : 4 / 117 .
( 5 ) . ميزان الاعتدال : 3 / 211 .
( 6 ) . ميزان الاعتدال : 3 / 214 .