را رها نكردى تا ما خود به نزد او رويم . گفت : خواستم كه خدا او را پناه دهد . سوگند به آنكس كه ترا براستى برانگيخت من بيش از مسلمان شدن پدرم به مسلمان شدن ابو طالب شادمان مىشدم و مىخواستم به آن وسيله چشم تو روشن شود « 1 » .
و اين هم از ميانجيان سند اين روايت :
1 - محمّد بن زكريا غلابى بصرى . ذهبى گويد : حديث وى سست است و ابن حبان گفته حديث وى در صورتى ارزش دارد كه از مردان موثق نقل كند و ابن منده گفته در پيرامون او حرف است . و دار قطنى گفته : حديثساز بوده و صولى با اسناد خود حديثى نقل كرده و آنگاه گويد : اين دروغ است از غلابى « 2 » .
2 - عبّاس بن به كار بصرى . دار قطنى گفته : دروغپرداز است و عقيلى گفته : بيشتر احاديث وى نكوهيده و پندارهاى بىپايه است « 3 » .
3 - ابو بكر هذلى بصرى الدورى گفته او بىارزش است و هم گويد : او غيرموثق است و ابن معين گويد : او بىارزش است . و غندر گفته : دروغ مىگفته و ابو زرعه گفته : حديثش سست است و ابو حاتم گفته است : حديثش را مىنويسيم ولى سرمايهء استدلال نمىگيريم و نسايى گفته : موثق نيست و حديثش را نمىنويسيم و ابن جنيد گفته : حديثش متروك است و يعقوب بن سفيان گفته : حديثش سست و بىارزش است و مروزى گفته :
ابو عبد اللّه كار او را در گزارش حديث ، سست مىشمرده و ابن عمّار گفته از بصرىهاى سست حديث است . و ابو اسحاق گفته : حديث او پشتوانه نتواند بود و ابو احمد حاكم گفته است : نزد محدّثان گزارش او نيرومند نيست و ابن عدى گفته : آنچه گزارش كرده شايستهء پيروى نيست .
و ذهبى گفته : احمد و ديگران گزارشهاى او را سست مىشمارند و ابن معين و غندر گفتهاند او غيرموثق است و يزيد بن زريع گفته : آگاهانه از گزارشهايش روگرداندم و
هامش
( 1 ) . الاصابة : 4 / 116 .
( 2 ) . ميزان الاعتدال : 3 / 58 .
( 3 ) . ميزان الاعتدال : 2 / 18 .