مىگفته در هريك از احاديث كه ابو الزبير بگويد : « از زبان جابر رسيده » - يا مانند اين - مردود است ، زيرا او نزد محدّثان از كسانى است كه نامى از راوى رابط ميان خود و جابر نمىبرده و به اينگونه كاستيهاى حديث را پنهان مىداشته ، ولى چون بگويد : خودم از او شنيدم يا او ما را گزارش داد ، مىتوان سخن وى را زير بنياد روشنگرى گرفت « 1 » .
امينى گويد : پس اين حديث به گفتهء ابن حزم مردود است چون در سند آن مىبينيم ابو الزبير مىگويد : « از زبان جابر رسيده » .
و ابو زرعه و ابو حاتم گفتهاند : گزارش ابو الزبير را زير بنياد روشنگرى نتوان ساخت و يونس بن عبد الاعلى گفته : مردى نزد شافعى به حديث ابو الزبير استدلال كرد و او خشمگين شد و خودم شنيدم كه گفت : ابو الزّبير خود نيازمند پشتوانه است و از زبان ورقاء آوردهاند كه گفت : شعبه را گفتم تو چرا حديث ابو الزبير را رها كردهاى ؟ گفت :
ديدمش كه مىسنجيد و در ميزان خود درستكارى نمىنمود . و شعبه گفته به مكّه درآمدم و از ابو الزبير حديث شنيدم و همان هنگام كه نزد وى نشسته بودم مردى به نزد او شد و پرسشى از وى كرد . او وى را رد كرد . گفتمش : اى ابو الزبير ! بر مردى مسلمان تهمت مىبندى ؟ گفت : او مرا به خشم آورد . گفتمش : هركه ترا به خشم آورد بر وى افترا مىبندى ؟ هرگز حديثى از تو روايت نخواهم كرد . ابن حجر نيز او را ياد كرده و مىنويسد : ايّوب و احمد و جز آندو حديث وى را سست مىشمردهاند « 2 » .
از زبان همين ابو الزبير است كه حاكم آورده كه از زبان جابر رسيده كه او گفت : روز فتح مكّه ابو قحافه را به نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آوردند و سر و ريش او همچون گياه درمنه سفيد بود و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفت : ريشش را رنگين سازيد « 3 » .
5 - ابن حجر از طريق محمّد بن زكريا علائى « 4 » و او از عبّاس بن به كار و او از ابو بكر هذلى و او از كلبى و او از ابو صالح و او زبان ابن عبّاس آورده است كه گفت : ابو قحافه پيرمردى كور بود كه ابو بكر وى را به نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آورد و او صلّى اللّه عليه و آله گفت : چرا پيرمرد
هامش
( 1 ) . ميزان الاعتدال : 3 / 125 .
( 2 ) . تهذيب التهذيب : 9 / 440 .
( 3 ) . مستدرك حاكم : 3 / 245 .
( 4 ) . درستش غلابى است .