سالگى درگذشته ، پس هنگام مرگ پدرش 4 ساله بوده و با اين كيفيت چگونه مىتوانسته از پدرش روايت كند ؟
و تازه اين هم صحيح نيست كه بگوييم محمّد بن ابى بكر از پدرش چيزى روايت كرده زيرا محمّد در حجة الوداع - سال 10 هجرى - متولد شد و پدرش در جمادى الاخر از سال 13 هجرى درگذشت . پس كسى كه اين روايت را بر وى بسته كجا مىتوانسته آن را درست بنمايد ؟ ذهبى در تلخيص المستدرك در دنبالهء اين روايت مىنويسد : نه قاسم روايتى از پدرش يافته است و نه پدرش از ابو بكر .
3 - حاكم از زبان قاضى ابو بكر محمّد بن عمر بن سالم جعابى حافظ و او از زبان ابو شعيب عبد اللّه بن حسن حرانى به اسناد خود از انس آورده كه گفت : ابو بكر پدرش ابو قحافه را در روز فتح مكّه به نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آورده و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفت : اگر پيرمرد را در خانهاش رها مىكردى ما خود به نزد او مىشديم « 1 » .
كاش مىدانستم چه انگيزهاى ذهبى را بر آن داشته تا در برابر اين گزارش جعابى تسليم شود و نقطه ضعف آن را نگويد با آنكه خودش زندگىنامهء او را آورده و بدينگونه او را به باد دشنام مىگيرد : مردى زشت كردار و سستكيش بوده « 2 » . و به گفتهء خطيب ، احاديثى كه غريب مىنمايد بسيار روايت كرده و شيوهء او در شيعيگرى مشهور است . و ابن جوزى چيزى به او بسته كه از آن برى است و از حاكم حكايت كرده كه گفت : به دار قطنى گفتم : چنان خبر يافتهام كه ابن جعابى پس از ما دگرگونى يافته . گفت : چه دگرگونىاى ! گفتم : اين است فهم او در حديث ؟ گفت : آرى ، به خدا 20 حديث از زبان خليل بن احمد صاحب دانش عروض گزارش كرده و آن هم با سندهايى كه هيچيك از آنها بنياد ندارد - تا آخر آنچه حضرات در سرگذشت او آوردهاند - « 3 » .
وانگهى مگر بر ذهبى و حاكم پوشيده مانده كه به اتّفاق مورخان ، جعابى در سال 285 زاده شد و در سال 355 درگذشته در اين هنگام چگونه درست است كه بگوييم او
هامش
( 1 ) . المستدرك ، حاكم : 3 / 244 .
( 2 ) . ميزان الاعتدال : 3 / 113 .
( 3 ) . رك : تاريخ خطيب : 3 / 26 ؛ المنتظم ، ابن جوزى : 7 / 38 ؛ لسان الميزان : 5 / 322 .