بخوان و خود داورى كن و بگو آيا چنين نقطهضعفها در سند حديث ياد شده بر كسانى همچون حاكم و ذهبى پوشيده بوده ؟ نه به خدا .
2 - حاكم از زبان ابو العبّاس محمّد بن يعقوب و او از زبان محمّد بن اسحاق صغانى و او از زبان حسين بن محمّد مروزى و او از زبان عبد اللّه بن عبد الملك فهرى و او از زبان قاسم بن محمّد بن ابى بكر و او از زبان پدرش آوره است كه پدرش ابو بكر گفت : من پدرم ابو قحافه را به نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بردم . او گفت : چرا پيرمرد را رها نكردى تا ما به سراغ او رويم ؟ من گفتم : بلكه او به آمدن نزد تو سزاوارتر است . گفت : ما نيكيهايى را كه از دست پسرش ديدهايم دربارهء او نگاه مىداريم « 1 » .
اين گزارش را حافظ هيثمى آورده و گفته : بزّاز آن را گزارش كرده و در ميان ميانجيان سند آن عبد اللّه بن عبد الملك فهرى است كه نمىشناسمش « 2 » . و ذهبى در تلخيص المستدرك مىنويسد : گزارشهاى عبد اللّه نكوهيده است .
و ذهبى و ابن حجر مىنويسند : ابن حبان گفته : حديث عبد اللّه بن حديث مردان موثق همانند نيست ، زيرا چيزهايى شگفتانگيز روايت مىكند « 3 » . و عقيلى گفته : حديث وى نكوهيده است و شايستهء پيروى نيست . و ابو زرعه گفته : حديث وى سست است و بايد به ديوار زد . و برقانى گفته : از ابو الحسن دربارهء او پرسيدم و گفتم : آيا موثق است ؟ گفت :
نه ، هيچ ارزشى هم ندارد .
يكى ديگر از ميانجيان سند اين گزارش :
3 - قاسم بن محمّد است كه آن را از پدرش و او نيز از پدرش ابو بكر آن را بازگو كرده با آنكه - از ابن جوزى آورده است « 4 » - قاسم بن محمّد ( م 109 يا 108 ) در 70 يا 72 سالگى درگذشته و پدرش محمّد نيز در سال 38 درگذشته ، پس قاسم در همان سال كه پدرش مرده به دنيا آمده و اگر هم سخن ابن سعد را بپذيريم كه قاسم در 112 هجرت در 70
هامش
( 1 ) . المستدرك ، حاكم : 3 / 244 .
( 2 ) . مجمع الزوائد : 9 / 50 .
( 3 ) . ميزان الاعتدال : 2 / 55 ؛ لسان الميزان : 2 / 311 .
( 4 ) . صفة الصفوة : 2 / 50 .