تا ابو حنيفه و عقيدهء وى را يارى دهد .
و ابن عدى گفته : احاديثى در تشبيه خدا به انسان مىبافته و به اصحاب حديث مىبسته و به اينگونه آنان را مىآزموده است .
و ازدى گفته : او دروغپرداز است و روايت از زبان وى روا نيست چون بدكيش بوده و از دين رويگردان .
و جوزجانى گفته : موسى بن قاسم اشيب گفته : وى دروغگويى پليد بوده « 1 » .
يكى ديگر از ميانجيان سند گزارش :
حسن بن لؤلؤى كوفى است كه يحيى بن معين گويد : او دروغپرداز بوده و ابن مدينى گويد حديث او را نبايد نوشت .
و محمّد بن عبد اللّه بن نمير گويد : وى بر ابن جريح دروغ مىبسته .
و ابو داود گويد : او دروغگو و غير موثق است .
و ابو حاتم گفته : موثق نيست . و دار قطنى گفته : احاديث او ضعيف و متروك است .
و نضر بن شميل به مردى كه كتابهاى حسن را نوشته بود نوشت : بهسوى شهر خويش شرّى را كشاندهاى .
و ابو ثور گفته : دروغگوتر از لؤلؤى نديدم . لغلغهء زبانش اين بود كه من از ابن جريح شنيدم و او از عطا كه . . .
و احمد بن سليمان گفته : روزى ديدمش در نماز بود و نوجوانى بىموى نيز كنار او در صف جاى داشت و چون به سجده رفت . دست خود را بهسوى جوانك دراز كرد و گونهء او را نيشگون گرفت . من نيز احاديثش را به دور افكندم و از او روايت نمىكنم .
و ابن ابى شيبه گفت : ابو اسامه او را خبيث مىناميده .
و يعقوب بن سفيان و عقيلى و ساجى گفتهاند وى دروغپرداز بوده .
و نسايى گفته او نه موثق است و نه مىتوان وى را در نقل حديث امين شمرد « 2 » . اينها را
هامش
( 1 ) . ميزان الاعتدال : 3 / 71 ؛ المنتظم ، ابن جوزى : 5 / 57 ؛ تهذيب التهذيب : 9 / 220 .
( 2 ) . ميزان الاعتدال : 1 / 228 ؛ لسان الميزان : 2 / 208 .