اين كار را جز از چشم قاسم نمىبينم و حرانى گفته : احمد گويد : من اين گناه را جز به گردن قاسم نمىاندازم . و غلابى گفته : حديث او نكوهيده است . و ابن حبان گفته : او گزارشهاى معضل از زبان صحابه بازگو كرده است « 1 » .
حديث يادشده را هيثمى نيز آورده و مىنويسد : احمد و طبرانى آن را گزارش كردهاند و در سند ميانجيان گزارش نام مطرح بن زياد و علىّ بن يزيد ألهانى را مىبينيم كه همه مىگويند گزارشهاى اين دو سست است « 2 » . اين بود حال و روز سند و ميانجيان گزارش كه ديدى . و هيثمى نيز متن آن را دليل بر سستى آن آورده است « 3 » .
15 - توسل خورشيد به ابو بكر
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفت : در شب معراج همهچيز حتى خورشيد را بر من عرضه كردند ، من به آن سلام دادم و علت كسوف آن را پرسيدم ، خداى تعالى آن را به سخن درآورد تا گفت : خداى تعالى مرا بر روى چرخگردانى نهاده كه هرجا خدا بخواهد مرا مىبرد و من گهگاه با چشم خودبينى در خويش مىنگرم و آن هنگام چرخ گردنده مرا به زير مىاندازد و در دريا سرنگون مىكند آنگاه من دوكس را مىبينم كه يكىشان گويد : خداى يگانه خداى يگانه . و ديگرى گويد : راست گفت ، راست گفت . پس من - با توسل به آندو - روى به درگاه خداى تعالى مىآرم تا مرا از كسوف مىرهاند و آنگاه مىگويم : پروردگارا ! آندو كيستند ؟ مىگويد : آنكه مىگويد : خداى يكتا ، خداى يكتا ، دوستم محمّد صلّى اللّه عليه و آله است . و آنكه گويد : راست گفت ، راست گفت ، او ابو بكر است « 4 » .
من دربارهء اين گزارشها ؛ تنها سپهرشناسان را به داورى مىخوانم - چه پيشينيان آنها و چه نوگرايان - ما در صفحات پيش دربارهء چرخ گردندهاى كه خورشيد را به پشت خود دارد گفتگو كرده و به گستردگى دربارهء آن به بررسى پرداختيم . اى كاش سپهرشناسان نيز
هامش
( 1 ) . ميزان الاعتدال : 2 / 34 ؛ تهذيب التهذيب : 8 / 323 .
( 2 ) . مجمع الزوائد : 9 / 59 .
( 3 ) . مجمع الزوائد : 9 / 59 .
( 4 ) . نزهة المجالس : 2 / 184 .