كسانى نيستند كه سالخورده شده و عمرى دراز يافتهاند و آنوقت برخى از ايشان آراسته به برترهايند و برخى عارى از آنها ؟ و چون كسى از آنان را مىستاييم او را بهسبب افتخاراتش ستايش مىكنيم نه براى مسنّ بودن وى ، از عمر خليفه هرچه هم كه گذشته باشد بيشتر آن را در روزگار جاهليت سپرى كرده بود . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه برانگيخته شد خليفه 38 سال داشت « 1 » . او صلّى اللّه عليه و آله هفت سال نماز گزارد و جز امير مؤمنان على هيچكس نبود كه با او نماز بگزارد ، بنابراين ابو بكر در هنگام اسلام آوردن 45 ساله خواهد بود و چون موقع مرگ 63 ساله بوده پس روى هم 18 سال از عمر خود را در مسلمانى گذرانده و از همهء عمرش تنها همين مقدار است كه مىتوانسته با برترىهايى آراسته گردد و اكنون آيا آراسته گرديده يا نه ؟
در پايان چنين گمان دارم كه اينان هدف مشخصى ندارند كه براساس سالخوردگى استوار باشد تا به آن پردازند مگر اينكه آمدهاند و زير بنياد خلافت راهبرانه را چيزى چند قرار دادهاند يكى اينكه گويند : ابو بكر بر امير مؤمنان پيش افتاد ، زيرا پيرمردى دنيا ديده بود كه خونى از كس بر گردن نداشت تا او را دشمن دارند . و بر همين بنيادها بود كه گاهى آمدهاند و او را سالخوردهتر از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شمردهاند كه پنبهء اين دعوى را در صفحات گذشته زديم و گاهى او را پيرى سرشناس و پيامبر را جوانى ناشناس شمردند كه پنبهء اين دعوى را هم در صفحات گذشته زديم و گاهى هم گفتهاند او سالمندترين صحابه بوده تا ديگر جاى اين پرسش نماند كه بسى از بزرگان و سران و پيران صحابه كه همه از امام امير مؤمنان عليه السّلام بزرگسالتر بودهاند چرا آنان بر ابو بكر پيش نيفتند . و هيچ ندانستند كه آيندهء روشنگر ، كاوشگران را آگاه خواهد ساخت كه در ميان صحابه بسى مردمان بزرگسالتر از ابو بكر هم بودهاند و آن هم با دانش فراوان و جهانديدگى رساتر و ارجمندى پيشينهدارتر و پيشگامى بيشتر در راه اسلام .
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 3 / 220 .