تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
و تازه اين سخن وى از دو لحاظ بىپايه است يكى اينكه : كسى كه از برگماشتگان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نبايد بر كنار كرد فقط خليفه اوست و بس‌كه در مورد وى اظهارنظر و سليقه بىجاست همچنان‌كه در احكام و سننى كه پيامبر نهاده ديگرى را حق دخالت نيست ، زيرا پيامبر خليفهء خود را در روزى كه بر گماشت به‌دستور خداوند بود كه او را تا پايان زندگى وى سرپرستى براى همهء جهانيان گردانيد همچنان‌كه دستورهايى جهانى بياورد كه تا پايان روزگار بايد آن را به‌كار بست ، ولى اين به غير از نصب فرماندهان سپاه و فرمانداران و كارگزاران است ، زيرا او صلّى اللّه عليه و آله ايشان را براى مصلحت وقت به‌كار مىگماشت و آن هم پس از خاطر جمعى از شايستگى ايشان براى فرماندهى و فرماندارى و كارگزارى . ولى چون شرايطى كه آن مصلحت را پديد آورد پايان مىيافت يا دگرگونه مىشد يا يكى از آنان شايستگى خود را از دست مىداد . در اين صورت او را از سمتى به‌سمت ديگر منتقل مىكرد يا براى هميشه از كار بركنارش مىساخت يا براى مدتى كه بتواند در طى آن شايستگىاش را بازيابد او را كنار مىزد . خليفه‌اى هم كه پس از او صلّى اللّه عليه و آله روى كار مىآمد همين شيوه را دارد زيرا وى نيز در جاى او صلّى اللّه عليه و آله نشسته و حق برگماشتن و بركناركردن و زير و بالا بردن را دارد و از همين جهت ابو بكر خودش خالد بن سعيد را درگير و دار با مرتدان ، به فرماندهى بخش‌هاى خاورى شام فرستاد با آنكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را به‌كار در سرزمينى ما بين زمع و زبيد تا مرز نجران يا به‌كار صدقات مذحج گماشته بود و تا هنگام مرگ او صلّى اللّه عليه و آله نيز بر سر كار خود بود . باز خود ابو بكر يعلى بن اميه را به كارگزارى حلوان فرستاد و او بعدها در دورهء عمر به كارگزارى در پاره‌اى از نواحى يمن رفت و سپس عثمان او را كارگزار صنعا گردانيد با آنكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله او را به كارهاى لشگرى گماشته بود و هنگام وفات حضرت نيز بر سر همان كار بود . و نيز ابو بكر ، عكرمه را به كارگزارى عمان فرستاد . سپس او را بر كنار ساخت و حذيفة بن محصن را به‌جاى او گذاشت و خود رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله عمرو بن عاص را به كارگزارى عمان فرستاد كه هنگام وفات رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نيز او فرماندار آنجا بود چنان كه