نهد بايد از در درآيد .
پس امير المؤمنين على عليه السّلام همان درى است كه مردم بهناچار بايد روى به سوى او آرند ، همهء دانش پيامبرانه نزد اوست و همهء آنچه آدميان نيازمند آنند از : آيينهاى كيش ايشان يا اندرزها ، يا خوىها يا فرمانروايى يا فرزانگيها ، يا گرداندن كار مردم يا دورانديشى يا كمر بستن به برنامهها . پس ناگزير او داناترين مردم است ، افزونى در روشنگرى و آشكار ساختن دانش و پرداختن و كوشش در كار مردم هم نبايد از كسى جدا باشد كه آدميان براى زدودن نادانى و رسيدن به بالاترين دريافتهاى روانى بهسوى او كشيده مىشوند و اين تنها براى آن نيست كه روشنگرى و پرداخت سخن ، خود به خود بايسته است - زيرا روشنگرى و آشكار ساختن سخن خود به خود دردى را درمان نمىكند و كسى هم كه آراسته به آن بود چون دشوارىهاى روى به او نهاد كه دانش او از پاسخ آن ناتوان گرديد همانگونه درمىماند كه كسى كه داناتر است و نيروى روشنگرى چندانى در زبان او نيست تا بتواند ديگران را آگاهى بخشد . پس بايد اين هردو ويژگى در يك تن باشد كه همهء توده ، سخن او را پشتوانه شناسند و اينجا به همان « منش مهربانى » مىرسيم كه بر خداوند پاك بايسته است و آن يك تن همان همتاى قرآن خداست كه با يكديگر آن دو چيز گران و دو جانشين پاكترين پيامبران به شمار مىآيند و از يكديگر جدا نشوند تا در كنار حوض كوثر بر او درآيند هركه خواهد بگرود و هركه خواهد از گرويدن سر باز زند « 1 »
2 - دليرى ابو بكر
از اين خليفه پيش از مسلمانىاش نمونهاى در دست نداريم كه دلاورى او را برساند و گرچه در نبردهاى بسيارى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله داشت او نيز حضور يافت باز هم نه نشانهاى از دليرى او در آنها سراغ توان كرد و نه نشان استقامتى كه بر صفحهء تاريخ جاودان بماند و نه گامى كوتاه در آن نبردگاههاى خونين كه نمايندهء گوشهاى از اين موضوع مهم باشد . آرى ،
هامش
( 1 ) . كهف 18 / 29 .