انگاشتهاند .
گزارش فردوس نيز كه دستاويز دوم اوست دو نفر را هم نمىتوان يافت كه چه در بىارزشى و بىپايگى آن ، دودل باشد چه در بىپايگى سخنانى نزديك به آنكه در روزگاران تازهتر كم كمك درهم بافتهاند تا بگذارند در برابر آواى بزرگترين پيامبران كه برترى دانشى فزاينده را براى سرور ما امير المؤمنين عليه السّلام هويدا و استوار مىگرداند . و ابن حجر خود نيز از كسانى است كه آن گزارش را همچون درم ناسره بىارج انگاشته و داورى خويش را دربارهء سستى و نااستوارى آن باز نمودهاند چنانچه در نگارش خود الفتاوى الحديثية « 1 » مىنويسد : گزارشى بىپايه است و فراز ديگر آن « معاويه كوبهء آن است » نيز پايهاى ندارد با اين همه يكدندگى در بگومگوكردن بر آن داشته داورى خود در آنجا را به فراموشى سپارد و آنچه را نااستوار و بىارزش مىشمرد دستاويزى آشكار در داناترى ابو بكر پندارد .
عجلونى در كشف الخلفا مىنويسد : ديلمى در الفردوس گزارشى بىسندى از ابن مسعود آورده كه پيامبر گفت « من شهر دانشم و ابو بكر زير بنياد آن و عمر ديوارهاى آن و عثمان آسمانه و سرپوشش آن و على در آن » « 2 » و هم بىآوردن سندى از رجال از انس گزارش كرده كه پيامبر گفت : « من شهر دانشم و على در آن و معاويه كوبهء آن . در مقاصد مىنويسد : كوتاه سخن ، همهء اين گزارشها بىپايه است و بيشتر فرازهاى آن ناپسند و زشت .
و سيد محمّد درويش الحوت در اسنى المطالب مىنويسد : « من شهر دانشم و ابو بكر زير بنياد آن و عمر ديوارهايش » « 3 » يادكردن چنين سخنانى در نگاشتههاى دانشوران شايسته نيست ويژه از كسى مانند ابن حجر هيتمى كه آن را در الصواعق و الزواجر آورده و از چون اويى زشت است . پايان
پس دگر جايى براى اين نمىماند كه امير المؤمنين عليه السّلام را « در » بيانگارند و ديگران را
هامش
( 1 ) . الفتاوى الحديثية 197 .
( 2 ) . كشف الخلفا : 1 / 240 .
( 3 ) . اسنى المطالب 73 .