بر بنياد و ديوارها و آسمانه و كوبه ، آنگاه به كشمكش برخيزند . بيچارهاى كه اين ياوههاى خندهآور را بههم بافته ، شهر دانش را هم از شهرهايى پنداشته كه در بيرون مىبيند و ميان ديوارهايش گردش كرده آسمانهاش را سايبان مىگيرد و در آن را با كوبه مىزند ! و ندانسته كه او صلّى اللّه عليه و آله مىخواهد بگويد : چنانچه تنها راه - براى گام نهادن در شهر - دروازهء آن است يگانه دستافزار براى بهرهبردارى از دانشهاى پيامبرانه همان جانشين وى سرور ما امير المؤمنين عليه السّلام است و با لايهاى سرپوشيده در سخن ، آنچه را ياد كرديم نمايانده است و گرنه زير بنياد را هيچ برترى نيست ، مگر آنكه ديوارهاى استوار شهر بر آن بايستد تا از دستبرد يغماگران و راهزنان بر كنار بماند ، ولى سرمايههايى كه در جان و روان يك شهر است پيوندى با آن ندارد و بهرهبردارى از آسمانهء خانه - چنانچه در انگار خويش از شهرها داشته - تنها براى سايه گرفتن است و بازگرداندن گزند سرما و گرما ، از اينروى تنها جايگاههايى به آسمان و سرپوشش نيازمند است كه چنان انگارى از آن داشته باشيم ، همچون خانهها ، گرمابهها ، فروشگاهها و سراها و مانند آن ، ولى كسى كه روى به شهرى مىآورد تا از آنچه در آن است - دانش يا دارايى يا هرگونه سود معنوى و مادى - بهرهاى بهدست آورد براى گام نهادن به آن تنها به در نيازمند است . پس در بايستهتر است تا زيربنياد و ديوار و آسمانه ، كه ابن حجر آورده ، كوبه را نيز براى باز و بسته بودن در مىخواهيم كه چون بسته بود و آن را بر در كوفتيم در را به روى ما بگشايند و دروازهء دانش پيامبرانه بسته نيست و هردو لنگهء آن براى هميشه بر روى آدميان باز است .
و تازه روشن است كه يگانه خواست پيامبر از اينكه على را در شمرده تنها اين نيست كه آمدوشد به پيشگاه پيامبر از درگاه او بايد انجام پذيرد ، بلكه مىگويد بهرهبردارى و بر گرفتن از دانش وى بايد به يارى او باشد و اين نيز با رسايى انجام نخواهد گرفت ، مگر همهء دانش پيامبر كه او مىخواهد مردم را به آن راه بنمايد در نزد وى باشد .
سپس آمده و يگانه راه را گذركردن از اين در شمرده تا خواست خود را دراينباره هرچه استوارتر نمايد و بر سر اين سخن بيشتر پافشرده و گفته : هركه خواهد به شهر گام
الغدير ( فارسى ) — صفحة 294
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٢٩٤