تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
امير المؤمنين على بازگرداند . 7 - سپس كه ابو جعفر منصور پادشاه شد آن را از دست حسنيان باز گرفت . 8 - سپس مهدى بن منصور آن را به نوادگان فاطمه پس داد . 9 - سپس موسى پسر مهدى و برادرش آن را از دست فاطميان گرفتند و همچنان در دست ايشان بود تا مأمون فرمانروايى يافت . 10 - مأمون در سال 210 آن را به فاطميان برگردانيد و در اين زمينه نامهء زير را به كارگزار خويش در مدينه - قثم بن جعفر - نگاشت : امّا بعد ؛ براستى امير المؤمنين با جايگاه خويش در دين خداوند و با جانشينى رسول او صلّى اللّه عليه و آله و با خويشاوندىاش با وى سزاوارترين كسى است كه سنت وى را به‌كار بندد و فرمان وى را روان گردانيده آنچه را به كسى بخشيده بود به او سپارد و درآمدى كه از سر نيكوكارى ويژهء مردم شناخته بود همچنان برجاى بدارد پيروزى امير المؤمنين در اين راه و بركنارى از لغزش با يارى خداست و در كارهايى كه براى نزديكى به آستان او انجام مىدهد گرايش به خشنودى او دارد ، البته رسول خداوند صلّى اللّه عليه و آله فدك را به فاطمه دختر رسول خدا داد و آن را از سر نيكوكارى براى هزينه‌هاى او باز گذاشت و اين نيز رويدادى آشكار و شناخته شده بود كه در زمينهء آن هيچ‌گونه چون و چرايى ميان خانوادهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نبود و زهرا هميشه آن را از خويش مىشمرد و در اين زمينه سزاوارترين كسى بود كه بايد سخن وى را باور داشت پس اينكه امير المؤمنين مىخواهد آن را به بازماندگانش برگرداند تا هم با برپاى داشتن دادگرى و درستىاى كه خداى تعالى دستور آن را داده به آستان او نزديك شود و هم با رواگردانيدن فرمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و هزينهء نيكوكارانه‌اش به پيشگاه او باريابد . پس بفرموده تا خواسته‌اش را در دفترهاى فرمانروايى به روشنى بنگارند و در بخش نامه‌ها براى كارگزارانش يادآور شوند ، زيرا پس از درگذشت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در همه‌جا بانگ برداشتند : « هركس پيامبر با او پيمانى بسته و او را دلخوش ساخته كه چيزى به او بخشد يا كمك و سود نيكوكارانه‌اى دربارهء او روا دارد اكنون بيايد و جانشين پيامبر را از آن پيمان آگاه سازد تا سخن او را بپذيرد و بر بنياد