تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
نهاده بود ( و پس از او نيز به من مىرسد ) و عباس از پذيرفتن سر باز مىزد و مىگفت : آن از خود رسول خدا بوده و پس از درگذشت وى به من مىرسد ، كشمكش را به نزد عمر بردند و او از داورى ميان ايشان خوددارى كرد و گفت من آن را به‌دست شما سپردم و شما به‌كار خودتان آشناتريد « 1 » . ( نيم نگاهى به ديگر سوى ) ما در پيرامون رسواييهايى كه در گزارش‌هاى اين زمينه يافته‌ايم به بگومگو نمىپردازيم ، ورنه كشمكشى كه اينان ميان على و عباس سراغ كرده‌اند - از بنياد - پندارى بيش نيست ، چه رسد كه به گزارش مسلم در صحيح خود عباس به عمر گفت : اى امير مؤمنان ! ميان من و اين دروغگوى بزه پيشه و نيرنگ باز نادرست كار ، داورى كن ! آيا عباس ؛ سرور پاك و پاك نهاد خاندان پيامبر را با اين دشنام و ناسزاها ياد مىكند ؟ مگر آيهء تطهير و ديگر آيه‌هاى قرآن كريم را كه دربارهء على امير المؤمنين فرود آمده در برابر خود نداشته ؟ اگر اين سخنان براستى از او باشد ديگرچه ارج و ارزشى براى او توان نهاد و چگونه بايد دربارهء او به داورى نشست ؟ آن هم هنگامى كه مىبينيم پيامبر مىگويد : هركس على را دشنام دهد البته مرا دشنام داده و هركه مرا دشنام دهد براستى خدا را دشنام داده و هركس خدا را دشنام دهد خداوند او را به رو و با دو سوراخ بينىاش در آتش خواهد افكند « 2 » . نه به خدا ! ما عباس را از اين رسواييهايى كه بر وى بسته‌اند به‌دور مىشماريم و بر آنيم كه اين دار و دسته ، خود خوش مىداشته‌اند كه سرور ما امير المؤمنين عليه السّلام را به باد دشنام گيرند پس اين گزارش‌ها را تراشيده و آن را دستاويز و پلى براى رسيدن به‌خواستهء خود شناخته‌اند « و خداوند مىداند آنچه را كه در سينه‌ها نهفته‌اند و آنچه را كه آشكار
هامش
( 1 ) . رك : صحيح بخارى كتاب الجهاد و السير باب فرض الخمس : 5 / 3 - 10 ؛ صحيح مسلم كتاب الجهاد و السير باب حكم الفى از ابو عبيد 11 كه همان گزارش بخارى را آورده و تنها دنباله‌اش را انداخته ، سنن بيهقى : 6 / 299 ؛ معجم البلدان : 6 / 343 ؛ تفسير ابن كثير : 4 / 335 ؛ تاريخ ابن كثير : 5 / 288 ؛ تاج العروس : 7 / 166 . ( 2 ) . الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 2 / 299 و همچنين مصادر آن خواهد آمد ان شاء اللّه .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 288 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى