و گرنه با چنان درخواستى نمىتوانست مردان خويشاوند پدرى را از پيامبرى و دانشمندى بىبهره گرداند .
تازه مىبينيم ؛ پسنديدگى جانشين خود را كه ميراثش به او مىرسد بايسته شمرده و گفته : « پروردگارا او را پسنديده گردان » « 1 » و اين نيز با پيامبرى نمىخورد زيرا بر كنار بودن از همهء گناهان و پاكى سرمايههاى روانى و خوىها ؛ از پيامبران جدا شدنى نيست پس سفارش دادن اين منشها براى ايشان نابجا مىنمايد آرى اگر براى دارايى و كسى كه آن را مىبرد اين ويژگيها را بخواهيم درست است چون كسى كه پس از مرگ ديگر به دارايى وى دست مىيابد گاهى پسنديده هست گاهى نه .
اگر هم بگوييم چنان دستورى نه براى ديگر پيامبران بلكه ويژهء رسول خداست صلّى اللّه عليه و آله اين نيز ما را ناگزير مىسازد زمينهء گستردهء آن همه فرازهايى را كه بهرهء هركس را از ميراث كسانش مىنمايد يك جا تنگ نماييم و در برابر آن همه فرمانهاى همگانى يك آيين ويژه بگذاريم ، آنگاه با اين سخن كه خداى تعالى مىفرمايد : خداوند شما را دربارهء فرزندانتان سفارش مىكند كه پسر دو برابر دختر ببرد « 2 » و هم با اين سخن خداى پاك در قرآن ؛ برخى از خويشاوندان در بردن آنچه از مرده مىماند از برخى ديگر سزاوارترند « 3 » و اين گرامى سخن وى : اگر كسى كالايى نيكو برجاى گذارد سفارش كند كه پس از مرگ او پدر و مادر و نزديكانش بهرهاى پسنديده برند « 4 » با داشتن اين فرازها نمىتوان زمينهء دستورهايى را كه در قرآن رسيده تنگ كرد و براى فرمانهاى همگانى آن ، آئينى ويژه نهاد ، مگر با راهنمايى پشتوانهاى استوار و چون و چراناپذير نه با گزارشى كه بازگوگران آن چندان نيستند كه گمان ناراستى يا لغزش برايشان نتوان برد و تازه ظاهر آن را نشايد دستورى همگانى گرفت ، زيرا با آنچه از سرگذشت پيامبران پيشين عليهم السّلام بر ما روشن است به هيچ روى نمىسازد .
نه با گزارشى آن چنانى كه نه صديقه طاهره به آن پشتگرمى تواند داشت و نه مرد
هامش
( 1 ) . مريم 19 / 6 .
( 2 ) . نساء 4 / 11 .
( 3 ) . انفال 8 / 75 .
( 4 ) . بقره 2 / 180 .