تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
تطهير ، پاكى او را روشن ساخته از اين بدنامى بر كنار مىشماريم ، پس تنها انگار سومى مىماند كه او گزارشگر را به دستكارى نمىپذيرفته يا زمينهء گزارش را تباه‌شده مىشمرده و آن را دستورى ناساز با قرآن و سنت پيامبر مىدانسته و همين او را برانگيخته است تا روسرى بر سر بيفكند و چادر بر خويش بپيچد و در ميان گروهى از پرستاران و زنان خويشاوندش چنان راه افتد كه دامنها بر زمين كشيده شود و گام برداشتنش - بى كم و كاست - رسول خداى را به يادها آرد تا بر ابو بكر درآيد كه ميان گروهى از آن كسان كه با پيامبر به مدينه كوچيده يا در آن شهر وى را يارى داده و ديگران نشسته ، سپس براى وى پرده‌اى بكشند تا چنان ناله‌اى سر دهد كه توده را به گريه اندازد و انجمن را بلرزاند و آنگاه اندكى درنگ كند تا گريه‌اى كه بيخ گلوها را گرفته آرام شود و جوشش ايشان فرو نشيند . پس زبان به سپاس و ستايش خداى بزرگ است و به‌درود بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بگشايد . آنگاه بگويد آنچه گفت و اين هم چند فراز آن : اكنون شما مىپنداريد كه پس از مرگ پيامبر آنچه از وى مانده به ما نمىرسد ، آيا دستور روزگار نادانى و پيش از اسلام را مىجوييد ؟ فرمان چه‌كسى بهتر از خداست براى آنان كه او را ياور دارند ؟ پسر ابو قحافه ! تو آنچه را از پدرت پس از مرگ بماند ببرى و من نه ؟ براستى آيينى ساختگى و سهمناك آورده‌اى ! اينك تو و اين شتر افسار بسته و پالان نهاده ! ببرش تا روز رستاخيز به ديدارت آيد كه براى داورى ؛ خداوند نيكوست و براى راهبرى ؛ محمّد و براى بيم دادن ؛ رستاخيز و چون بازپسين روز سر رسد دروغ‌پردازان و بيهوده‌گويان زيانكار خواهند شد . سپس روى به آرامگاه پدر عليه السّلام نمود و گفت : - پس از تو پيش‌آمدهايى سخت و بگومگوهايى درگرفت كه اگر تو مىبودى رويدادهاى سهمگين ؛ افزون نمىگرديد . - با از دست دادن تو چنانيم كه گويا زمين بهرهء بارانش را از دست داده بستگان تو به پريشانى افتاده‌اند ، آنان را بنگر و ديده فرومگذار . - اى كاش پس از تو - و آنگاه كه درگذشتى و توده‌هاى خاك ميان ما و تو جدايى