كه براى هموار ساختن آرامگاهش بهكار مىرفت « 1 » آنگاه اين سخن را چگونه با آن يكى سازگار گردانيم ؟
و تازه آييننامهء يادشده دستورى دربارهء همهء پيامبران را دربردارد و نخستين چيزى كه اين پندار را پوچ مىنمايد آرامگاه نخستين ايشان آدم است كه در مكه درگذشت و در هند در پاى كوهى كه هنگام فرود آمدن از آسمان به آنجا گام نهاد در خاك رفت - يا به گفتهء برخى - در پاى كوه ابو قبيس در مكه « 2 » .
ابراهيم خليل عليه السّلام نيز از عفرون بن صخر شكافى در دل كوه را كه در حبرون « 3 » بود بخريد و همسرش ساره را در آن بهخاك سپرد و خود وى و سپس پسرش اسحاق نيز در همانجا بهخاك رفتند .
يعقوب عليه السّلام نيز در مصر درگذشت و يوسف عليه السّلام از پادشاه مصر دستورى خواست تا با كالبد پدرش بيرون شده وى را نزد خاندانش بهخاك سپارد ، او بپذيرفت و بزرگان مصر نيز با وى بيرون شده او را در همان شكاف كوه كه در حبرون بود بهخاك سپردند « 4 » .
برويم سراغ گزارشى كه از ابو بكر دربارهء داراييهاى بهجا مانده از پيامبر داده ، در اين زمينه نيز ابن حجر خيلى زود سخن خود را پس مىگيرد . زيرا مىبينى چنان مىپندارد كه :
« تنها ابو بكر اين گزارش را داده و به اينگونه يكى از نمايانترين نشانهها را بر داناتر بودن خويش از همگان آشكار كرده » « 5 » ولى برداشت خود را چنين مىنويسد : « على و عباس و عثمان و عبد الرحمن بن عوف و زبير و سعد و زنان پيامبر همه اين سخن را از زبان پيامبر بازگو كردهاند » و مىنويسد : « همه مىدانستند كه البته پيامبر صلّى اللّه عليه و آله چنين گفته و ابو بكر تنها كسى بود كه نخست آن را بهياد آورد ، سپس نيز ديگران آن را بهياد آوردند . » « 6 »
هامش
( 1 ) . رك : ترجمهء فارسى غدير : 13 / 264 .
( 2 ) . تاريخ طبرى : 1 / 81 ، 81 ؛ العرائس ، ثعلبى 29 ؛ الكامل ، ابن اثير : 1 / 22 ؛ تاريخ ابن كثير : 1 / 98 .
مترجم گويد : دو گزارش بالا از ديدگاه نگارندگان شيعى چندان درست و رسا نمىنمايد .
( 3 ) . تاريخ طبرى جيرون يادشده و درست آن جبرون است .
( 4 ) . تاريخ طبرى : 1 / 161 - 169 ؛ معجم البلدان : 3 / 208 ؛ تاريخ ابن كثير : 1 / 174 ، 197 ، 220 .
( 5 ) . الصواعق 19 .
( 6 ) . الصواعق 21 .