حديث نخستين را بخارى گزارش كرده است « 1 » و نيز احمد ، عبد الرزاق و سعيد بن منصور ، بيهقى در شعب الايمان ، خطيب و بزاز و طبرانى و دار قطنى و ابو نعيم و سمويه و ابن عساكر ، آن هم از زبان اين ميانجيان كه همه از ياران پيامبرند :
جابر ، سعد پسر ابو وقاص ، عبد اللّه پسر عمر و ابو سعيد خدرى .
حديث دوم را نيز بخارى و مسلم آوردهاند - نيز ترمذى ، احمد ، دار قطنى ، ابو يعلى ، بزّاز ، نسايى ، عبد الرزّاق ، طبرانى ، ابن النجار ، و همگان از زبان اينان : جابر ، عبد اللّه پسر عمر ، عبد اللّه مازنى و ابو بكر .
حديث سوم را نيز اينان از جابر يا عبد اللّه مازنى گزارش كردهاند : احمد ، شاشى ، سعيد پسر منصور و خطيب .
ابن ابى الحديد مىنويسد : - مىگويم : چگونه در جاى بهخاك سپردنش سخنان ناسازگار بر زبان راندند با آنكه خود به ايشان گفته بود : « مرا بر بسترم در همين جاى خانهام كنار آرامگاه هم بگذاريد » « 2 » و اين سخن آشكار مىرساند كه او بايد در همان خانهاى بهخاك رود كه ايشان را در آن فراهم آورده بود - كه خانهء عايشه باشد . ( پايان )
اين حديث را بر بنياد آنچه حافظ سيوطى « 3 » مىنويسد : ابن سعد و ابن منيع و حاكم و بيهقى و نيز طبرانى در الاوسط از راه ابن مسعود گزارش كردهاند .
آيا ابن حجر مىپندارد كه ياران پيامبر پس از اين همه سخنانى كه در زمينهء يادشده از او شنيدند هنوز آن گلزار پاكى كه پاكترين پيامبران ، ايشان را از آن آگاه كرده و دستور به نماز خواندن در آنجا را داده بود نمىشناختند ؟ يا گمان دارد ايشان آرامگاه و منبر و گلزار ميان آندو را شناخته و پاسخى كه از او صلّى اللّه عليه و آله گرفتند نزديك مرزهاى آن درنگ كرده و سپس در اينكه آرامگاه پاك ، كجاى آن بايد باشد برداشتهاى گوناگون آوردند تا ابو بكر آن را آشكار ساخت و با همين سادگى ، بىچون و چرا داناترين ايشان گرديد ؟
هامش
( 1 ) . اين بر بنياد سخن انصارى است در تحفة البارى : 2 / 412 كه در زير ارشاد السارى چاپ شده و آن را از روى دست نوشتهاى از صحيح بخارى نگاشته است .
( 2 ) . شرح نهج البلاغة : 3 / 193 .
( 3 ) . الخصائص الكبرى : 2 / 276 .