با اينكه اگر گزارش وى در بهخاك سپردن او درست مىبود بايستى رسول خداوند صلّى اللّه عليه و آله آن را براى كسى بگويد كه خود به وى سفارش كرده است پس از مرگش او را بشويد و بهخاك سپارد « 1 » و براى كسى كه پوشاندن جامه مرگ را بر او و شستن و در خاك نهفتنش را بهگردن گرفت « 2 » و براى كسى كه خود مىداند بهپا خواهد خاست و نيمه شب بىاينكه كسى جز از خانوادهء وى در آنجا باشد او را جامهء مرگ مىپوشاند و در خاك پنهان مىكند كه گذشت « 3 » ، نه براى كسى كه در چنين جايى نخواهد بود و در آن هنگام خوابى سنگين بر پلكهايش چيره مىشود ، هركس خواهد براى پس از مرگش سفارشهايى كند ، برگزيدن جا براى آرامگاه را از چشمگيرترين زمينهها مىشمارد چه رسد كه سرور آدميان باشد و اين نگرش را گزارشى استوار مىدارد كه ابو يعلى از حديث عايشه آورده ( هرچند با حديث خود او از پدرش ناسازگار است ) كه گفت : در اينكه آرامگاه او صلّى اللّه عليه و آله كجا باشد سخنان گوناگونى به ميان آمد تا على گفت : براستى خداوند جايى را كه پيامبرش در آن ، جان سپرده از همهجاى ديگر دوستتر مىدارد .
و شايد براى برابرى با همين حديث بوده كه آن اگر گزارش را نيز آفريده و به زبان ابو بكر نهادهاند « 4 » .
اگر چنانچه ابن حجر مىنويسد در هنگام بهخاك سپردن آن پيكر پاك ؛ گفتگويى در مىگرفت ، البته گزارش آن ، زبان به زبان مىگشت و نگارندگان سرگذشت نامهها و دفترها يكى پس از ديگرى از زبان ياران پيامبر كه در آن روز در كنار هياهو ايستاده و فريادها را شنيدند بازگو مىكردند . نه باز نمودنش ويژهء برگهاى صواعق و مانندهاى آن از نگاشتههاى نوخاستگان مىگرديد نه يگانه گزارشگر كموبيش از زمينهء آن ، عايشه مىبود كه تازه او - يا تنها كسى كه گزارش يادشده را از زبان وى آوردهاند - خود مىگويد :
ما از بهخاك سپردن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آگاه نشديم تا در دل شب آواز بيلهايى را شنيديم
هامش
( 1 ) . طبقات ابن سعد شمارهء پىدرپى : 801 و 798 ؛ الخصايص الكبرى : 2 / 277 - 276 .
( 2 ) . طبقات ابن سعد : 798 .
( 3 ) . الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 13 / 262 .
( 4 ) . الخصائص الكبرى : 2 / 278 .