داناترين همهء ياران پيامبر شمرده شود ؟
ابن حجر همهء اينها را خود مىداند و از همين روى است كه آگاهانه زمينهء گزارش را انداخته و مىنويسد : او از بزرگترين كسانى است كه انديشهء خود را براى دريافت فرمان خدا بهكوشش واداشتند بلكه در ميان ياران پيامبر بىچون و چرا از همه داناتر است و نشانههاى آشكارى اين برداشت را گواهى مىكند و يكى از آن ميان گزارش بخارى و جز او است كه عمر در « صلح حديبيه » از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله انگيزهء اين صلح را بپرسيد و گفت :
چرا ما با همهء پيروى از كيش خود زبونى را بر خويش هموار سازيم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پاسخى به او داد كه پس از آن چون به نزد ابو بكر شد و همانچه را از وى پرسيده بود از او نيز بپرسيد ، او هم پاسخى درست همانند آن را داد بىآنكه از پاسخ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آگاهى يافته شد « 1 » .
ابن حجر با گفتار نيم بند و سربستهاش خواننده را گمراه مىسازد تا پندارد در آنجا گره كورى در كار بوده كه ابو بكر گشوده يا پرسش دشوارى در زمينهء يكى از دانشها پيش آمده كه بررسى در آن نشانهاى نمايان بر اين مىتواند شد كه كسى بىچون و چرا داناتر از همهء ياران پيامبر به شمار رود . ابن حجر هرچه خواهد بكند كه البته ديدگان كاوشگران او را مىپايد و خداوند نيز - از پشتسر - شمار كارهايش را دارد .
نمونهء سوم از نشانههاى نمايانى كه ابن حجر بر داناتر بودن اين جانشين پيامبر در برابر همهء ياران او بىچون و چرا يافته ، گزارشى است كه بىهيچ سند درستى از زبان عايشه آورده كه او گفت : چون رسول خداوند صلّى اللّه عليه و آله درگذشت دو رويان سربرداشتند و تازيان روى از آيين برتافتند و انصار به پشتسر بازگشتند ، اگر آنچه بر سر پدرم ريخت بر كوههاى استوار فرود مىآمد بهسستى مىگراييد ولى بر سر هيچ سخن ، با يكديگر ناسازگارى ننمودند مگر پدرم در جدا نمودن و آماده ساختن آن پيشى جست . گفتند :
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را كجا بهخاك سپاريم ؟ در اين زمينه دانشى در نزد هيچكس نيافتيم تا ابو بكر گفت از رسول خداوند صلّى اللّه عليه و آله شنيدم مىگفت : هيچ پيامبرى جان نمىسپارد ، مگر در
هامش
( 1 ) . الصواعق 19 .