كيش خود زبونى را بر خويش هموار كنيم ؟ گفت : هان اى مرد ! البته وى رسول خداست و از فرمان پروردگارش هرگز سرنمىپيچيد و او نيز ياور وى است تو هم چنگ در دامن وى زن كه به خدا سوگند او در راه راست است . گفتم : مگر به ما نمىگفت كه بهزودى براى ديدار و گردش در پيرامون خانهء خدا مىرويم ؟ گفت : آرى ، ولى آيا ترا آگاهى داده بود كه همين امسال مىروى ؟ گفتم نه ، گفت : پس براستى كه در آينده براى ديدار و گردش در پيرامون آن خواهى رفت .
امينى گويد : آيا در گزارش بالا بيش از اين هم چيزى دارد كه ابو بكر به پيامبرى رسول خدا گرويده ؟ و خواهناخواه هركس بر اين بنياد انديشه گردن نهد مىبيند كه وى صلّى اللّه عليه و آله ، از فرمان خدا سرنمىپيچيد و او نيز ياورى است و البته نويد هررويدادى را كه داده ناچار در همان هنگام خود ، پيش خواهد آمد ، اگر براى روبرو شدن با آن نيازمند به گذشت روزگار نباشيم بىدرنگ و گرنه در همان هنگامى كه ويژهء آن است رخ مىدهد و بر اين بنياد از دير و زود شدن آن در پرتگاه دودلى نبايد افتاد .
اين برترين مرزى است كه با پشتگرمى به گزارش بالا براى منش ابو بكر مىتوان ياد كرد كه اين نيز ويژهء او نيست و همهء مسلمانان در اين زمينه ، همتاى اويند . پس چگونه مىتوان آن را نشانهاى بر اين دانست كه ابو بكر بىچون و چرا از همهء ياران پيامبر داناتر بوده است ؟ اگر عمر آن پرسش را از هركدام از ديگر ياران نيز مىكرد همان پاسخى را مىشنيد كه از ابو بكر و همان پاسخ را كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و همان پاسخ را كه از همهء مسلمانان تا پايان گيتى . و تو در نزد هيچكس از ايشان بهجز اين برداشتى نخواهى يافت و اگر به آنگونه سرسخن را با كسى باز كنى بهجز آن پاسخى نخواهى شنيد .
مگر عمر اين پرسش را - جز ابو بكر - از هيچكس از ياران پيامبر كرده بود كه پاسخى به جز آنچه از وى شنيد بشنود تا ما بياييم و با آن دست آويز وى را - كموبيش از كسان ديگر داناتر بينگاريم ؟
مگر در اينجا رسول خداوند صلّى اللّه عليه و آله مىخواسته در پاسخ عمر چيزى از دانستنيهاى دشوار و پيچيدهاش را بنمايد كه چون پاسخ ابو بكر با او يكسان درآمد بىچون و چرا
الغدير ( فارسى ) — صفحة 275
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٢٧٥