و اين سخن او : من ترازوى دانشم و على دو كفهء آن است .
و اين سخن او : من ترازوى فرزانگىام و على زبانهء آن است .
و اين سخن او : استادترين پيروان من در دادرسى على است .
و اين سخن او : استادترين شما در دادرسى على است « 1 » .
و بسيارى گزارشهاى پاكيزه همانند آنچه گذشت .
آيا اين برداشتهاى درون تهى ، ناسازگار نيست با آنچه گذشت « 2 » ؟ و با آنچه در جلد ششم زير نشانى نوادر الاثر دربارهء دانش على آورديم و همهجا با انگشت نهادن بر سخنان نخستين ياران پيامبر و كسانى كه با نيكويى در پى ايشان افتادند - همچون عايشه ، عمر ، معاويه ، ابن عبّاس ، ابن مسعود ، عدى ابن حاتم ، سعيد بن مسيب ، هشام بن عتبه ، عبد اللّه بن حجل ، عطاء .
كجا مىتوان بهجز امير المؤمنين على ، هيچكس از تودهء مسلمان را داناترين ايشان شمرد با اينكه ديديم « 3 » دانشوران هم داستانند كه تنها على بوده كه دانش پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پس از مرگ وى به او رسيده با اينكه در هماجا گزارش درستى را ديديم كه از سرور ما امير المؤمنين رسيده كه گفت : به خدا سوگند من برادر و دوست و پسر عموى اويم و دانش او پس از درگذشتش به من رسيده پس كيست كه به او سزاوارتر از من باشد ؟
وانگهى اگر اين خوابها درست باشد كدام نشانهء ناچيز از دانش خليفه در دست داريم كه نمونهاى باشد از افزونى يافتن او با سر كشيدن آن كاسه از دست بزرگترين پيامبران ؟
سخن او دربارهء « اب » يا برداشت وى از « كلاله » و « بهرهء نيا و مادربزرگ پدرى و مادرى از ميراث » و جانشينى پيامبر و ديگر زمينهها « 4 » ؟ آيا با همين سرمايههاى دانش بوده است كه او و دوستش هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نيز زنده بوده در پيرامون دين وى دستورهايى مىدادهاند ؟ !
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 3 / 95 و 6 / 61 ، 81 .
( 2 ) . همان : 3 / 95 - 101 .
( 3 ) . همان : 3 / 100 .
( 4 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 5 / 279 .