گيتى را نيز فراگرفته و - در ميانهء آن - بازپسين جهان ، به چراغى مىماند كه اگر كنده شود آن نيز درهم مىشكند و اگر آن را بهدر كنى آنجا در جاى خود راست نمىايستد - و به همينگونه است گيتى در ميان بازپسين جهان - گفت : راستى گفتى و سپس گفت : مرا بياگاهان كه آيا پروردگار ، پديدهها را با توانايى خويش برمىدارد يا چيزى هست كه او را در خود بردارد ؟ علىّ بن ابى طالب گفت : بلكه او خود بردارنده است . رأس الجالوت پرسيد : چگونه ؟ با اينكه براستى ما در تورات مىيابيم نوشته است كه در آن روز عرش پروردگارت بالاى ايشان است پديده را برمىدارد على گفت : يهودى ! براستى فرشتگان عرش را برمىدارند و خاك هوا را برمىدارد و خاك بر توانايى نهاده شده و اين است كه خداى متعال گويد : او راست آنچه در آسمانها و زمين و در ميان آندو و در زير زمين است « 1 » . يهودى گفت : راست گفتى خدايت بيامرزاد ! تا پايان گزارش « 2 » .
غلوّكننده كيست ؟
اين بود نمونههايى از انديشهها و برداشتهاى ابو بكر كه به آنها دست يافتيم و با همهء كمى ، ترا از جايگاه او در دانشهاى وابسته به قرآن و شناخت سنت پيامبر و دريافت آيين و دستورهاى كيش ما ، آگاه مىسازد و با اين همه آيا تندروى و گزافگويى نيست كه بنويسند : هركس بهرهاى از دانش دارد مىداند دانش ابو بكر چندين برابر بيش از على بوده « 3 » .
آيا گزافه و تندروى نيست كه بگويند : زبانزد چنان است كه - بهراستى - مردم ؛ داورىها و برداشتهايى را كه از ابو بكر و عمر و عثمان و على رسيده فراهم آورده و ديدهاند درستترين همهء آنها كه بهتر دانش دارندهء آن را مىنمايد دستورهاى ابو بكر است و سپس عمر ، ازاينروى مىبينيم آن شماره از كارهاى عمر كه با دستور آشكار پيامبر ناسازگارى دارد كمتر از آن على است ولى براى ابو بكر ، هيچ دستور آشكارى
هامش
( 1 ) . طه 20 / 6 .
( 2 ) . زين الفتى فى شرح سورة هل اتى ، حافظ عاصمى .
( 3 ) . اين سخن ابن حزم است در الفصل 4 / 136 ؛ رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 3 / 95 .