تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
گفت البته درست گفتيد « 1 » . آيا گزافه و تندروى نيست كه ابن سعد از زبان پسر عمر آورده كه چون از وى پرسيدند در روزگار رسول خداوند صلّى اللّه عليه و آله چه‌كسى برداشتهاى خود را در زمينهء احكام دين كيش باز مىنمود گفت جز ابو بكر و عمر كسى را با اين ويژگى نمىشناسم « 2 » . امينى گويد : كاش مىدانستم اين گروه را چه شده است كه به اين لاف زنيهاى ميان تهى و به بافتن اين دروغ‌ها پرداخته‌اند ؟ و به راندن ساده‌دلان توده به‌سوى لغزش گاه‌ها و تيره‌ترين روزها ؟ و به بازداشتن ايشان از روشن راه درستى و هموار زمينهء راستى ، كه تنها با گام زدن در آن مىتوان مردان را شناخت و مرز منش‌هاى گذشتگان را دريافت . آيا اين برداشتها با آواى پاك‌ترين آيين‌گذاران ناسازگار نيست كه به فاطمه مىگويد : آيا خشنود نيستى كه من ترا به همسرى كسى درآوردم كه از همهء مسلمانان زودتر به اسلام گرويده و داناترين ايشان است ؟ و با اين سخن او به وى : من ترا به بهترين پيروانم و داناترين ايشان دادم . و اين سخن او : براستى على از ميان ياران من نخستين كسى است كه اسلام آورده و دانش او از همهء ايشان بيشتر است . و اين سخن او : پس از من داناترين امتم على است . و اين سخن او : من شهر دانشم و على در آن است . و اين سخن او : على پيمانهء دانش من است . و اين سخن او : على دروازهء دانش من است . و اين سخن او : على گنجور دانش من است . و اين سخن او : على انبان دانش من است . و اين سخن او : من خانهء فرزانگىام و على در آن است . و اين سخن او : من خانهء دانشم و على در آن است .
هامش
( 1 ) . الرياض النضرة : 1 / 101 . ( 2 ) . اسد الغابة : 3 / 216 ؛ الصواعق المحرقة 10 و 20 ؛ تاريخ الخلفاء السيوطى 35 .