تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
درونش ، معاذ گفت : پس من برخاستم و علىّ بن ابى طالب را خواندم و او را از خواست يهودان و ترسايان درآمدن خويش آگاه كردم و او روى بياورد تا در مسجد رسول خدا - بنشست . ابن مسعود گفت ما پيراهن زبونى دربرداشتيم تا علىّ بن ابى طالب بيامد و خداوند آن را از ما به‌دور كرد . على گفت : هرچه خواهى بپرس كه اگر خدا خواهد ترا از پاسخ آن آگاهى خواهم داد . يهودى پرسيد : من و تو در آستان خدا چيستيم ؟ گفت از خود بگويم كه من تاكنون در نزد خويش و در پيشگاه خداوند از گروندگان به او بوده‌ام و پس از اين نمىدانم چه خواهد شد و از تو بگويم كه تاكنون چه در دل من و چه در آستان خداوند از ناگروندگان بوده‌اى و پس از اين نمىدانم چه پيش آيد . رأس الجالوت گفت : چگونگى جايگاه خود را در بهشت و جايگاه مرا در دوزخ به من باز نماى تا از جايگاه خود كناره گيرم و به جايگاه تو گرايش يابم . على گفت : يهودى ! من پاداش بهشت و كيفر دوزخ را نديده‌ام تا به‌تو بشناسانم ولى خداوند براى گروندگان به‌خويش ، بهشت را آماده كرده و براى جز آنان آتش را . و اگر تو - در زمينه‌اى از اين - دودل باشى براستى از سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سرپيچيده‌اى و در زمينهء اسلام نيستى . گفت : خدا بيامرزدت راست گفتى ، زيرا براستى پيامبران ، آنچه را مىآورند خود باور دارند و ديگران نيز اگر آن را راست شمارند از گروندگان‌اند و اگر از پذيرفتن آن سر باز زنند از ناگروندگان ، سپس گفت : مرا آگاه كن كه آيا خدا را به دستيارى محمد شناختى يا محمد را از راه خدا ؟ على گفت : يهودى ! من محمد را به يارى خدا شناختم نه خدا را از راه محمد زيرا محمد آفريده‌اى است كه هستى او مرز و اندازه‌اى ويژه دارد ، و بنده‌اى از بندگان خداست كه خداوند او را برگرفته و براى آفريدگانش برگزيده و چنانچه فرشتگان را در نهان از چگونگى فرمانبرى آگاه مىكند به او آگاهى بخشيده و خود را به ايشان به اين‌سان شناسانده كه نه همانندى دارد و نه چگونگى . گفت راست گفتى . سپس گفت : مرا آگاه كن كه پروردگار « در » اين گيتى است يا « در » جهان ديگر ؟ على گفت : براستى واژهء « در » پيمانه است و هرچيز در اين پيمانه گنجيد داراى مرز و اندازه خواهد بود ، ولى او آنچه را در گيتى و در جهان ديگر است مىداند و عرش او در بر عرش جهان است كه پيرامون اين