تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
بار آورده و در آن درماندند كه آواى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گوش‌ها را پر كرده بود كه مىگفت : هر كس اين بانو را مىشناسد كه شناخته ، و هركه او را نشناخته بداند كه او پارهء تن من است و دلم ، و جانى كه در ميان دوپهلويم است ، هركه او را آزرد مرا آزرده . و مىگفت : فاطمه پارهء تن من است ، هرچه او را ناخوش بيايد مرا ناخوش آمده و هر چه او را بيازارد مرا آزرده . و مىگفت : فاطمه پارهء تن من است ، هركه او را خشمناك ساخت مرا خشمناك ساخته . و مىگفت : فاطمه پارهء تن من است ، هرچه او را دلگير سازد مرا دلگير ساخته و هر چه او را خرسند دارد مرا خرسند داشته « 1 » . و مىگفت : فاطمهء پارهء تن من است ، هرچه او را شادمان سازد مرا شادمان ساخته « 2 » . و مىگفت : فاطمه ! خداوند براى خشم تو خشمگين مىشود و براى خشنودىات خشنود مىگردد « 3 » . با اين آواست كه درمىيابى پشيمانى خليفه پيامبر ، جز آنكه در هنگامى پشيمان شده كه راهى براى بازيافت گذشته نمىديد ، پشيمان شد و كار گذشته بود و پيش‌آمده بود آنچه پيش‌آمده بود ، پشيمان شد و حضرت زهرا عليها السّلام در دل خاك‌ها ، و با دل و جايى لبريز از خشم بر وى رفته بود .

سه كار ميانى

ولى سه كار - از آن نه تا - كه جانشين پيامبر از انجام ندادنش پشيمان بود مىرساند كه واكنش او در برابر آن نه از روى انديشه و بينايى در كار بوده ، نه بر بنياد فرمان الهى ، تا دريافته است كه در هرسه جا لغزيده و شالودهء گرفتارىهايى سخت را ريخته و به دنبال آن ، مردم را به‌تيره‌ترين روزها نشانيده و كسى كه در ميان مسلمانان بر جاى پيامبر مىنشيند نبايد كارى بكند كه چنين دنبالهايى داشته باشد و روشى پيش گيرد كه پشيمانى
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / ج 2 ) : 3 / 20 و ان شاء اللّه در همين جلد در اين زمينه سخن خواهيم گفت . ( 2 ) . الاغانى : 8 / 156 . ( 3 ) . رك : الغدير ( متن عربى / ج 2 ) : 3 / 180 و ان شاء اللّه با گستردگى دراين‌باره سخن خواهيم گفت .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 257 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى