و ابو عبيده - مىافكند ؟ آيا پشيمانى او انگيزهاش كارى درست بود كه انجام گرفت ؟ كه درستى پشيمانى ندارد يا از كارى نادرست بود كه پيشآمد كرد و اگر چنين باشد بنياد جانشينى راهبرانهء پيامبر كه لافش را مىزنند بر باد است .
و تازه چرا آرزو مىكند كه كاش آن را به گردن يكى از آن دو مردمى افكند ؟ ما انگيزهاى براى ويژه گردانيدن آندو به اين پايگاه نمىشناسيم زيرا در ميان ياران پيامبر ، بزرگتران و دارندگان برترىها هستند كه اين دو مرد به مرز هيچكدام از آنان نمىرسند و اين دو - با نگرش به آنچه از منشهاى ياران پيامبر دريافتهايم - اگر هم نگوئيم از كم ارجترين بودند امّا هرچه آشكارتر مىتوانيم بگوييم از برترين ايشان نيز به شمار نمىرفتند ، آن هم با كسانى كه در پيشينهها و برترى ، و سرافراز به دامادى و خويشاوندى پيامبر و با آن بسندگى در چارهانديشى و رنجهايى كه در راه آيين برد و دارندهء روز غدير و ديگر روزهاى نمايان و ايستگاههاى بلند آوازه و روان بزرگترين پيامبر - با نگرش به سخن آشكار قرآن « 1 » - و بر كنار از هرناپاكى - با نگرش به آيهء تطهير - « 2 » .
چرا نخواست آن گوى را بهسوى او بيفكند تا امت را در راهى هموار رهسپار كرده در شاهراهى روشن به گام زدن وادارد و راه راست را در پيش رويشان بگشايد تا او را راهنمايى ره يافته ببيند تا ايشان را به بهشت برساند كه همهء اينها را بزرگترين پيامبران صلّى اللّه عليه و آله ، دربارهء او گفته بود و بخشى از آن گذشت « 3 » .
ولى بازرسى خانهء فاطمه عليها السّلام خوش نداريم با پيش كشيدن آن تيره روزىها دلها را بخراشيم و همان چه را پيشتر آورديم بس مىدانيم « 4 » .
و فشردهء آن گزارش سهمناك اينكه بر فاطمه عليها السّلام گذشت و با دلى كه از انجام دهندهء اين كار پر از خشم بود و او عليها السّلام پس از هرنمازى كه گزارد بر او نفرين فرستاد « 5 » .
و اگر بهشگفت مىآيى جا دارد كه ببينى اين دارودسته ، اين رسواييها را در جايى به
هامش
( 1 ) . رك : آيه مباهله ، آل عمران 3 / 61 .
( 2 ) . احزاب 33 / 33 .
( 3 ) . رك : الغدير ( متن عربى / ج 2 ) : 1 / 12 ، 13 .
( 4 ) . همان : 3 / 102 - 104 و 7 / 77 ، 86 .
( 5 ) . الامامة و السياسة : 1 / 14 ؛ رسائل جاحظ 301 ؛ اعلام النساء : 3 / 1215 .