همانند آنچه نادانان پيش از اسلام مىكردند ولى خداوند ؛ مردم را از بدى آن نگاه داشت و هركس مانند آن بار از مردم دست فرمانبرى بگيرد بكشيدش « 1 » .
نمىدانم اين ناشايستگى كه - آندو - در برنامهء خود براى برگزيدن فرمانروا يافتند آيا در كسى است كه كار برگزيدن را به انجام رسانيد ؟ يا در كسى كه برگزيده شد ؟ يا در هر دو ؟ يا در اينكه هرگز بتوان با برنامهء گزينش ، جانشينى براى پيامبر برگماشت ؟ كه هر كدام را خواسته باشند راه خردهگيرى بر روى ما باز است و اينك گروههاى پيامبران و برانگيختگان در برابر ما هستند كه از برگماشتن جانشين خود براى پس از مرگشان - آن هم با دستورهايى آشكار - روگردان نبودهاند و هرگز هم جانشينان ايشان را پيروانشان برنگزيدهاند .
آيا اين پندار خردمندانه است كه بگوييم اگر كسى درگذشت انجام - سفارشهاى او - كه نيازمند دست بردن در چيزهايى است كه برجاى نهاده - با مردمان بيگانهاى است كه از چگونگى چارهانديشىاش در كارها ناآگاهند و از خواستههاى او - و از روشى كه خوش داشته در گردش دادن دارايى و خانوادهء خود بهكار ببرد - دور ؟ مگر مرده در هنگام زندگى ، پرورش خردمندانه نيافته و شايسته مردان را از ديگران نمىشناخته و نمىدانسته كسانى كه بر خود مىپيچند و سرودگوى آزمندى آنان را به پيش مىراند و گرسنه چشمى افسارشان را در دست دارد و ديو شره بر آنان فرمان مىراند ، چهها در دل مىپرورانند ؟ آيا بر آنى كه با همهء اينها باز هم سفارشهايى براى پس از مرگش نمىكند تا آنچه را از وى بهجا مانده ، خوراك خورندگان و بهرهء يغماگران گردد ؟ نه !
چنين نخواهد كرد . چون خوبى خاندانش را مىخواهد - و اين را كه دارايىاش در راهى شايسته بهكار افتد ، چنانچه شيوهء مسلمانان نيز از روزگار ياران پيامبر تاكنون به همينگونه بوده و آيين اسلام نيز درستى آن را بر زبان آورده و براى سفارشهاى آدمى كه پس از مرگش بهكار بسته مىشود دستورها و برنامههايى داده و در دو كتاب صحيح « 2 »
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / ج 2 ) : 5 / 370 و 7 / 79 .
( 2 ) . صحيح بخارى : 4 / 2 ، كتاب الوصية ؛ صحيح مسلم : 2 / 10 .