تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
پوشيده باشد . آيا هيچ آيين‌شناسى در ميان مسلمانان هست كه نداند آن تبهكارى سهمناك كه مردم را به تيره‌ترين روزها نشاند ، تأويل و اجتهاد برنمىدارد و هركس كه آنچه را بايستهء وى بوده است انجام نداده ، به آسانى نمىتواند گناهانش را در پشت اين دو پرده و ماننده‌هاى آن بپوشاند و بزهكارىهايش را نيكو بنمايد و از زير كيفرهايى كه بايد بچشد ، در برود و بىهيچ بازخواستى به رايگان خونها بريزد و ريختن آبروى آزاده زنان را روا شناخته ، فرمان خداوند را دربارهء جانها و آبروها و داراييها بشكند ، و كسى هم كه با لاف اجتهاد و تأويل نابكارى نمايد ، داور از وى نمىپذيرد ، چنان‌كه قدامة پسر مظعون براى باده‌گساريش همين بهانه را آورد ، ولى عمر نپذيرفته ، وى را كيفر داد و تازيانه زد كه داستان آن در جاهاى مختلفى آمده است « 1 » . ابن ابى شيبه و ابن منذر از زبان محارب پسر دثار آورده‌اند كه گروهى از ياران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در سرزمين شام باده‌گسارى كردند و گفتند : پشتگرمى ما به گفتار خدا است كه : كسانى كه به اين كيش گرويدند و كارهاى شايسته كردند هرچه بخورند بر ايشان گناهى نيست « 2 » . تا پايان آيه . . . ولى عمر ايشان را كيفر كرد « 3 » . و باز چنانچه آمده است كه ابو جندل عاصى پسر سهيل نيز فراز ياد شده از سخن خداى متعال را تأويل كرد و به باده‌گسارى پرداخت و ابو عبيده او را تازيانه زد « 4 » . و آيا هيچ‌كس مىتواند در اين زمينه دودل باشد كه اگر خداوندگار پاك ، شمشيرى را برهنه گرداند هرگز آشوب و سستى از آن بر نخواهد خاست و پيمانهاى خداوند به دستيارى آن نمىشكند و در راه هوسبازى به كار نيفتاده ، خونهاى پاكان را نمىريزد و براى آميزش ناروا با زنان از نيام به در نمىآيد و آبروى اسلام را بر باد نمىدهد و تنها در دست مردمانى پاك و مردانى پاكيزه جاى مىگيرد كه از تبهكارى و بدكنشى بر كنار باشند ؟ خالد كه بود و چه ارجى داشت كه جانشين پيامبر بيايد و آن برترى فزاينده را به وى
هامش
( 1 ) . سنن بيهقى : 8 / 316 . ( 2 ) . مائده 5 / 95 . ( 3 ) . الدر المنثور : 2 / 321 . ( 4 ) . الروض الانف سهيلى : 2 / 231 .