تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
و اين نيز يزيد پسر معاويه است كه زهرى پرورده در شير را پنهانى براى همسر امام حسن عليه السّلام مىفرستد تا ريحانه رسول خدا و دخترزادهء پاك وى را بكشد و به همسرى او درآيد « 1 » - يا چنان‌كه خواهد آمد معاويه براى خواسته‌اى كه داشت چنين كرد - . آنگاه در پى اين بيدادگران گروهى هستند كه با بهانه‌هايى من درآورى دامن آنان را پاك نمايند ؛ گاهى مىگويند كه آنان دستور خدا را به گونه‌اى ديگر دريافته [ و راه تأويل رفته ] بودند ! گاهى مىنويسند كه ايشان انديشهء خود را در راه رسيدن به فرمان پيامبر به كار انداخته و سرانجام به چنان برداشتى رسيده بودند ! كه كاش اين دو زمينه ( اجتهاد و تأويل ) از بنياد نمىبود تا دستاويز چنين تبهكارىهايى شود ! گاهى هم زبان كنانيان را افزار ماله‌كشى و ماست‌مالى گرفته و گناه را به گردن آنان مىاندازند و خداوند « مىداند آنچه را كه ايشان در سينه‌ها نهفته‌اند و آنچه را آشكار مىسازند » « 2 » و اگر داورى كردى پس ميان آنان دادگرانه داورى كن كه خداوند دادگران را دوست مىدارد « 3 » .

چشم‌انداز دوم

دومين چشم‌اندازى كه بايد روى سخن را به سوى آن برگردانيم اين است كه جانشين پيامبر ، نخست آمده و جان و خون و آبرو و زنان و آيين مسلمانان را به دست كسانى سپرده همچون خالد و ضرار و پسر ازور كه باده‌گسار و تبهكار بوده « 4 » و به سپاهيانش سفارش مىكند كه هركه را از كيش ما بازگشته زنده زنده بسوزانيد با اينكه مىدانى سنت شريف پيامبر ، مردم را از آن كار بازداشته است « 5 » . و سپس نيز همهء آن تبهكارىهاى بسيار زشت را كه مردم را به تيره‌ترين روزها نشاند ، ناديده گرفته « كه گويى فرامرز هرگز نبود » گوش گيتى نشنيد كه هرگز در پيرامون آنها سرزنش ناچيزى روا داد و در داستانها نيز نياورده‌اند كه او در ناپسند شمردن آنها لب تر كند و هيچ‌كس هم نديد كه در راه انجام
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن عساكر : 4 / 226 . ( 2 ) . نمل 27 / 71 ؛ قصص 28 / 69 . ( 3 ) . مائده 5 / 42 . ( 4 ) . تاريخ ابن عساكر : 7 / 30 ؛ خزانة الأدب : 2 / 8 ؛ الاصابة : 2 / 209 . ( 5 ) . رك : الغدير ، همين جلد ، دو بخش مرتدان بنى سليم و جانشين پيامبر فجأة را مىسوزاند .