تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
آن كارها سنگى بيندازد . چرا جانشين پيامبر خدا ؛ خالد را براى كشتن مالك و ياران مسلمان و بىگناه او كيفر نداد با اينكه - چنانچه از پشتيبانيهاى خودش از وى برمىآيد - در روى دادن اين تبهكارىها چون و چرايى نداشت ؟ چرا در برابر خونى كه ريخته بود او را نكشت ؟ و چرا براى آميزش ناروايش با آن زن وى را به تازيانه نبست ؟ و چرا كيفر دروغزنيش را به وى نچشانيد ؟ و چرا او را به سزاى كسى نرسانيد كه بر زيردستان مسلمانش بيداد كرده است ؟ چرا بركناركردن خالد را روا نشناخت با اينكه كار او را ناخوش داشت و به برادر مالك - متمّم پسر نويره - پيشنهاد خونبها داد و آمده است ، خالد را بفرمود تا همسر مالك را رها كند ؟ « 1 » اينها همه هيچ ، ولى دست‌كم بايد - به زبان - مردم را به كارهاى نيك واداشت و از بدكنشى پرهيز داد و آن مرد را براى آن بزهكارىها به باد نكوهش و سرزنش گرفت ، زيرا اگر تو كارى ديگرى را ناپسند مىشمارى كمترين نشانه‌اش بايد آن باشد كه به گفتهء امير المؤمنين عليه السّلام گناه پيشگان را با رويى ترش ديدار كنى . چه‌شده كه جانشين پيامبر در پشتيبانى از خالد و تبهكارىهايش درنگ مىكند و درمىماند ؟ گاهى مىپندارد او دستور خدا را به گونه‌اى ديگر دريافته و در اين راه لغزيده و گاهى بهانه‌اى مىآرد كه او شمشيرى از شمشيرهاى خداست و عمر بن خطاب را از نكوهش او باز مىدارد و دستور مىدهد كه از سخن در پيرامون او باز ايستد و زبان از كينه‌ورزى وى در كام كشد و آمده است : بر ابو قتاده خشم مىگيرد كه چرا كار خالد را ناپسند شمرده است « 2 » . ما در بررسى پيرامون اين چشم‌انداز به همين بسنده مىكنيم كه روى خوانندگان را به سوى آن بگردانيم بىآنكه بخواهيم آنان را تا پايان راه ببريم و آنچه را در دورترين مرزها به چشم مىخورد بنماييم ، زيرا گمان نداريم پرت بودن هيچ‌كدام از آن دو بهانه بر كسى
هامش
( 1 ) . الاصابة : 1 / 415 . ( 2 ) . شرح ابن ابى الحديد : 4 / 187 .