ستمگرانه نيست و دل را نمىسوزاند كه مىگويند : گزينش كهتران و برترى دادن ايشان بر كسانى كه برترند ، درست است و آن را كه پستر راه مىپيمايد مىتوان بر پيش افتادگان پيشوا گردانيد و البتّه با دستاويزهايى ساختگى و پندارهايى درهم بافته و انگيزهتراشيهايى بىپا و سياست زور ! زيرا كارى است كه پرداختن به آن نه به نشانهاى از پاكى روان نياز دارد و نه به منشهاى برتر و نه به خوىهاى بزرگوارانه و نه به سرمايههاى ارجمند جان و نه به نشانهها و بينشها و نه به پايگاههايى و الا و برداشتن گامهايى بس بلند در راه خدا ، و كارى است كه سرپرست آن هرچه بهجا آرد بازخواست ندارد ، اگر هم دستورهاى كيش را بهدور افكند و آيينهاى كيفرى را بهكار نبست ، باز بر كنار نمىشود و تا هنگامى كه ميان تودهء خود نماز را برپاى بدارد از او جدايى نمىگزينند و با وى ستيزه نمىكنند - كه گستردهء اين سخنان را شنيدى - پس چه باز مىدارد ما را كه بگوييم چنين كارى كه ويژگيهايش آن است گرانبار سنگينش را بر دوش كسانى همچون آن گوركن - ابو عبيدهء جرّاح - بنهيم ؟ و او را با جامهء جانشينى پيامبر بياراييم ؟ و چه انگيزهاى از خليفهء نخست جلوگيرى مىكند كه چنين كسى - يا يار همراهش - را در آغاز كار بر خود پيش بيندازد ؟ و چرا نبايد كسانى را برگزينيم كه تنها مىتوانند آنچه را كه اندكى پيشتر نوشتيم به انجام رسانند ؟ همان چه امام را براى برپا داشتن آن مىگمارند هر چند آنچه را بر گردن او است با يارى ميانجيان و جلوداران خود و كسانى كه بهكار او مىپردازند بهجا آرد . و شايد هم كسى كه سرسختى و درشتى و تندخويى و بىپروايى و همانندههاى اين منشها را داشته باشد چه بسا اگر سياست روز بخواهد شايستهتر از ديگران براى كار بهشما رود !
در پيش انداختن كهتر بر برتر ؛ بيشتر كسان از خليفه پيروى كردهاند . قاضى در مواقف مىنويسد : بيشتر كسان برآنند كه امامت كهتر با بودن برتر روا است زيرا شايد براى امامت شايستهتر از برتر باشد . چون آنچه در سرپرستى هركارى نيازمند آنيم يكى شناخت انگيزههايى است كه شايستگى و تباهى كار را دربردارد و ديگرى داشتن نيرو براى برخاستن به آنچه بايستهء كار مىنمايد . و چه بسا كسى كه دانش و كردار او كمتر
الغدير ( فارسى ) — صفحة 220
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٢٢٠