گزينش با بدىها همراه است و از خار انگور نخواهى چيد .
دست فرمانبرى به ابو بكر دادند تا نانش در روغن افتاد و از همان نخستين روز نيز كارهاى وابسته به كيش ما ميان سه تن بخش شد ، امامت را براى خود برداشت و عمر گفت : داورى را نيز به من گذار و ابو عبيده گفت : رسيدگى به درآمدها هم با من . عمر گفت : « ماه سپرى مىشد و دو تن نيز كشمكشى به نزد من نمىآوردند » « 1 » و آن هنگام هيچ كس در گفتار و پندار خود نيز ابو بكر و عمر را بر سرور ما امير المؤمنين برترى نمىداد .
اين ابو بكر است كه خود بر فراز منبر آواز برمىدارد : « به سرپرستى شما رسيدم با آنكه بهتر از شما نيستم و مرا اهريمنى هست كه مرا فرو مىگيرد » آنگاه از تودهء خويش مىخواهد كه او را در برابر خودش يارى كنند و كژى و كاستىاش را به استوارى و راستى دگرگون سازند « 2 » .
و اين عمر بن خطاب است كه گفتههاى آشكار او را در پيش رو دارى كه مىرساند كار براستى از آن على بوده ولى براى كمسالى و براى خونهايى كه از گردنكشان تبهكار بر گردن او بده وى را از آن سمت دور كردند ، « 3 » يا - بر بنياد سخنى كه چون مىخواست جانشين برگزيند در روى او به زبان آورد : پدرت خوب ! چه مىشد اگر اين خوى مزهپرانى در تو نبود ! - و خود از پروردگارش خداوند نمىخواست كه اگر على نباشد او را با هيچ دشوارى روبرو نكنند و چنان مىديد كه اگر على نبود او گمراه مىشد « 4 » و اگر نبود او نابود مىگرديد و اگر نبود كارش بهرسوايى مىكشيد و زنان نتوانند مانند على بزايند و بسيارى همانند اين برداشتها كه در جلد ششم در لابهلاى نوادر گذشت و مىرساند هرگز در دل او براى يكبار هم نگذشت - و هيچگاه هم نخواهد گذشت و كجا تواند بگذرد ؟ - كه او در يكى از برترىهاى همانند سرور ما على باشد يا در يك زمينه از آنها به او نزديك بوده يا دوريش از وى ناچيز بنمايد .
پس از آنكه دانستى اين توده ، از جانشينى پيامبر چه دريافتهاند و از برداشت
هامش
( 1 ) . طبقات ابن سعد : 3 / 130 .
( 2 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 3 ) : 7 / 118 .
( 3 ) . الغيث المنسجم صفدى : 1 / 168 .
( 4 ) . التمهيد باقلانى 199 .