است آشنايى بيشترى با راهبرى دارد و بايستگيهاى آن در وى استوارتر باشد ، گروهى نيز دو راه گشوده و گفتهاند بر گماشتن برتر - اگر آشوبى دربر ندارد - بايسته است و گرنه ، نه . و شريف جرجانى گفته نمونهاش در جايى است كه سپاهيان ؛ تن به فرمانبرى از كهتر بدهند و نه مهتر « 1 » .
امينى گويد : خواست ما از برتر ، تنها آنكس است كه همهء خوىهايى را براى رساگرانيدن منش خويش در خود گرد آرد كه فراهم آمدن آنها در آدمىشدنى است - نه تنها برترى در يك خوى را - بر اين بنياد كسى را كه بگيريم دانشمندتر باشد ، در كارهاى سياسى نيز بينايى بيشترى دارد و انگيزههايى كه آنها را تباه يا شايسته مىنمايد بهتر مىشناسد و در گرداندن آنچه شايستهء همگان است پايدارتر و هرجا پيا پيكار در ميان آيد دلاورتر و در دادرسيها استادتر و در بهكار بستن دستور خدا از همه سرسختتر و به ناتوانان از همه مهربانتر و بر انبوه نيازمندانى كه پيرو كيشاند ، از همه بخشندهتر است و مانندههاى اين بايستگيها و چگونگيها همه را دارد . پس جايى براى آن سخن نمىماند كه پنداشتهاند گاهى كهتران تواناتر و بيناتر و استوارترند ، الخ . . . و خداوندگار پاك بايستى روزگار را از انسانى - با آن ويژگيها كه شمرديم - تهى نگذارد زيرا ما روشن كرديم كه برانگيختن او يكى از نمونههاى مهربانى است كه بر خداوند پاك بايسته است و او همتاى قرآن بزرگوار است و از يكديگر جدا نمىشوند تا در كنار حوض كوثر بر پيامبر درآيند .
اين هم كه سپاهيان و جز آن از وى فرمان نبرند همانند جايى است كه دارندهء پايگاه برانگيختگى را فرمان نمىبردند كه با اين انگيزه نمىتوان كسى را كه خداوند براى برخاستن به بالاترين سرپرستيها برگماشته بر كنار كرد بلكه ديگر توده بايد شورش آنان را به همانگونه فرو نشانند كه شورش ياغيان و از كيش بازگشتگان يا كسانى را كه از ايشان مىپنداشتند ، و بايد تير ديوها را بهسوى او پرتاب كنند ، چنانكه بهسوى سركردهء خزرجيان - سعد پسر عباده - پرتاب كردند !
برداشت خليفه در پيش افكندن كهتران ، گريزناپذير بود چون آن را تنها ازاينروى
هامش
( 1 ) . شرح الموقف : 3 / 279 .